تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣

جواب نامه داى مينك پادشاه خطاى كه شاهرخ پادشاه نوشته

« چون مهمات ايلچيان خطا كفايت شد اجازت انصراف يافته ، معاودت فرمودند . . . چون پادشاهان خطا تا غايت دين اسلام قبول نكرده بر مقتضى شريعت نمىروند ، حضرت خاقان سعيد ، نصيحت نامه عربى و فارسى فرستاد تا باشد كه بنور هدايت ايمان مشرف شوند . مكتوب فارسى مرقوم گرديد 1 : بجانب داى منك پادشاه از شاهرخ بهادر سلطان اسلام ، سلام مالا كلام مىفرستد . چون خداوند تبارك و تعالى بحكمت بالغه و قدرت كامله آدم عليه السلام را بيافريد ، بعضى از فرزندان او را پيغمبر و رسول گردانيد و ايشان را بخلق فرستاد تا آدميان را به حق دعوت كنند و باز بعضى ازين پيغمبران را چون ابراهيم و موسى و داود و عيسى و محمد عليهم الصلاة و السلام را كتاب داده و شريعت تعليم كرد و خلق آن روزگار را فرمود تا بشريعت ايشان عمل كنند و بر دين ايشان باشند و مجموع اين رسولان مردم را بدين توحيد و خدا پرستى دعوت كردند و از آفتاب و ماه و ستاره و شيطان و بت پرستيدن باز داشتند و هر كدام را از اين رسولان شريعتى مخصوص بود . اما همه در توحيد خداى متفق بودند . چون نوبت رسالت و پيغمبرى برسول ما محمد مصطفى صلى اللّه عليه و آله رسيد شريعتهاى ديگر ممنوع گشت و او رسول و پيغمبر آخر الزمان شد و همهء عالميان و امير و سلطان و وزير و غنى و فقير و صغير و كبير را بشريعت او عمل مىبايد كرد و ترك ملت و شريعتهاى گذشته مىبايد داد . اعتقاد به حق و درست اينست و مسلمانى عبارت از اين . « 1 » پيشتر ازين به چند سال چنگيز خان خروج كرد و بعضى فرزندان خود را بولايتها
هامش
( 1 ) - مطلع السعدين جلد دوم