احكام سابقه و همين نوشته احدى مأذون نيست بيش از چهار نفر سرباز از آنجا مطالبه نمايد ، و آن چهار نفر را هم مثل ازمنهء سابقه ، طايفهء اعراب كه در آنجا ساكنند بايد بدهند .
تخلّف از قرارى كه داشتهاند ننمايند . چنانچه ريشسفيد طايفهء عرب در مقام اغواى طايفه برآيد و هرزگى نمايد و خواسته باشد قرار سنواتى را برهم زند و طايفه را متفرق نمايد نپذيرند . در هرجا بروند ، سرباز را بايد بدهند . نوّاب والاكمال اهتمام درين باب فرموده كه اهل آن قريه از روى اميدوارى مشغول دعاى دولت ابدمدّت قاهره شوند .
حرّر فى شهر شوّال 1270 .
- 29 - روزنامچهء كارخانهء شمّاعى « 1 » به تاريخ شنبهء دوازدهم شهر شوال المكرم سنه 1270
امروز سه نفر استاد مشغول بندكشى كارخانه بودند . مصالح سقف كارخانه از قبيل تير و غيره مهيّا شده بود . لكن چون بندكشى او تمام نشده بود بناى سقف رو را به فردا گذاردند . عاليجاه مقرب الخاقان بيگلربيگى تشريف داشتند . بنده و معلم هم بعد از ديدن بنائى كارخانه خدمت سركار معظم اليه رفتيم . در اين بين آدمى كه سركار بيگلربيگى به جهت استادان قورخانه در باب اسباب شماعى گماشتهاند آمده عرض كرد درختى را كه در ده خريدهاند از دروازهء دولاب و دروازهء تازهء ارگ داخل كرده از پاىباره آورده در پشت مدرسه ، چون كوچه تنگ بوده و عرّابه نمىگذشت انداختهاند و نجّارباشى هم امداد مىخواهد به جهت آوردن ما بقى چهارچوب . سركار معظم اليه حكم كردند كه هرقدر سرباز به جهت اين كار لازم است بروند آنها را بياورند . دو ساعت به غروب مانده بهقدر سى نفر سرباز رفتند يكى از پايههاى چهارچوب را در روى عرّابه انداخته آوردند . چون وقت تنگ شد نتوانستند دوتاى ديگر را بياورند . بعد از درس
هامش
( 1 ) . تقريبا 8 سال بعد از تحرير اين نامه ، روزنامهء دولت عليهء ايران نمره 523 - ذى الحجة الحرام 1278 ، دربارهء كارخانهء شماعى مىنويسد : « موسيو فوكتى ايطاليايى معلّم علم فيزيك و شيمى كه سالها در دربار دولت عليه مشغول خدمت و آموختن علوم مزبور بود ، اين اوقات وعدهء خدمت او منقضى گشته اذن ترخّص از دربار همايون حاصل كرد ، ليكن چون بعضى از عمل كارخانهء شماعى ناقص مانده بود ، بطور اتم و اكمل به شاگردان خود نياموخته بود ، با وجود انقضاء مدّت خدمت ، دو ماه ديگر نيز در دار الخلافة الباهره ماند كه عمل كارخانه شماعى را بالتمام به باقر خان شاگرد خود آموخته ، پس از انجام اين خدمت به ايطاليا معاودت نمايد ( تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، تأليف دكتر حسين محبوبى اردكانى ، ج 1 ، ص 280 ) .