لايقه را مرعى داشته و همواره در وقت سوارى در كالسكه مواظب خدمت ايشان بودم و شبها را حتّى الصباح در مراقبت پرستارى ايشان كوشيدم تا آنكه للّه الحمد از تفضّلات حضرت بارى يك روز پس از ورود به دار السلطنه نوبهء ايشان قطع شد و حيات منقطع اين بنده بر جسد بيجان رجعت كرد و در روز ورود از جانب سركار نواب اشرفوالا نصرة الدوله « 1 » حكمران آذربايجان و جناب جلالتمآب قائممقام « 2 » در پذيرائى سفارت كبرى كمال احترامات و تشريفات لايقه زايد بر وصف به عمل آمد و اين اوقات با وجود آنكه نوبهء سركار خدايگانى رفع شد مرض زور و پيچى باضافه عارض شد . او نيز از مرحمت سركار به مراقبت بسيار در دو روز رفع آمد بقسمى كه بر جميع مستمعين و خود آن خدايگان بسيار غريب آمد كه چگونه مرض نوبه به آن اشتداد در شش روز و زور و پيچ در دو روز رفع شد و همهروزه التفاتهاى بسيار و عنايتهاى بيشمار انواع اقسام در حق اين ارادت شعار مىفرمايند به حدى كه درماندهام كه چگونه از عهدهء اين مرحمتها برآيم اميدوار هستم كه انشاء الله در ظل رأفت حضرت ظل اللّه روحنا فداه و بسلامتى آن خدايگان به همين عنايت و مرحمت باقى باشند و قسمى رفتار شود كه مايهء عدم رضايت ايشان نشود و مستدعى هستم كه همواره اين ارادتكيش را به ارجاع خدمات و ارسال مراسلات ياد و شاد دارند و از نظر عالى محو نفرمايند .
خدايگانا ، صاحباختيارا در اين وقت رأى مبارك جناب جلالت و نبالت انتساب خداوندگار اعظم اكرم دام اقباله چنين اقتضا نمود و دستور العمل دوختن يك نحو لباس كه مايهء عظم سفارت كبرى باشد بمحض ورود اسلامبول به اين بنده مقرر داشتهاند كه از قرار تقرير صاحبمنصبان فرنگى مخارج كلى دارد ، لهذا چون تنخواهى وافى نداشت اينجا از عاليجناب حاجى نصر اللّه تاجر تبريزى به موجب عريضهء علاوه كه به نظر مبارك مىرسد مبلغ يكصد تومان قرض نمود و از آن صاحباختيار مستدعى است كه محض رأفت و ملاطفت ، تنخواه حاجى معظم اليه را در طهران به كسان ايشان مقرر داريد مرحمت شود كه مايهء سرشكستگى اين بنده نشود . ان شاء اللّه مرحمت خود را مضايقه نخواهند فرمود ، همهروزه مترصّد فرمان است .
هامش
( 1 ) . فيروز ميرزا پسر عباس ميرزا كه بعدا فرمانفرما لقب يافت و او جد خاندان فيروز و فرمانفرمائيان است .
( 2 ) . مراد ميرزا صادق نورى قائممقام برادرزاده يا عموزادهء ميرزا آقا خان نورى است كه بعد از سقوط او به وزارت داخله رسيد و امين الدوله لقب يافت .