از فرخ خان هنگام ورود به تبريز
خدايگانا ، بندگاننوازا تعليقهء رفيعهء مهر طليعهء بندگان خداوندگارى كه به افتخار اين ذرهء بىمقدار شرف صدور يافته بود در زمانى كه جميع حواس ظاهر و باطن متوجّه حضور عالى بود عزّ وصول بخشيد و از مضامين مسرّتآئينش كه مبنى بر صحتمندى وجود ذيجود سركاروالا بود كمال بهجت و سرور روى داد و مايهء عيش و نشاط و فرح و انبساط شد .
زهى بخت فرخنده و خهى طالع شكفته كه در سلك بندگان از جمله فراموش شدگان محسوب نيامدم و از زيارت « سرافراز نامچه » محروم نماندم . از آنجا كه ملاطفت و مهربانيم فرموده در مقام احوالپرسيم برآمده بودند در اين وقت كه دوشنبهء شانزدهم شهر ذى حجة الحرام است و رافع عازم عتبهبوسى بود جسارت نموده بدين دو كلمه مصدّع مىشود كه للّه الحمد از تفضّل حضرت بارى و توجه ملازمان سركار عالى تا حال تحرير عريضه كه در دار السلطنه مىباشم به هيچ نوع تكدّرى و تكسّرى روى نداده است الا محرومى از فيض عتبهبوسى آستان ملائك پاسبان حضرت جمجاه عالميانپناه روحى و روح العالمين فداه كه اصعب و اشدّ مصائب است . اميدوار هستم كه ان شاء الله عما قريب پيشانى اطاعت بر آن دربار جممدار سائيده و سر افتخار بر فلك ديّار باليده در سلك خانهزادان و جاننثاران مفتخر و سرافراز آيم و ضمنا عرض مىكنم كه چند روز بود بواسطهء كسالت مزاج سركار خدايگان اعظم اكرم امين الملك دام مجده كه در منزل ميانج عارض شده بود نهايت پريشانى و افسردگى را داشتم زيرا كه هر ساعت صحتمندى حضرت ايشان از براى اين ناتوان مقابل يك دنيا شادمانى است . به خدا قسم و بسر مبارك سركار بندگانپناهى كه آنى و دقيقه ( اى ) نيست كه خود را در دعاگوئى وجود ذيجود اعليحضرت پادشاه اسلاميانپناه مستغرق نبينم ، چرا كه تربيت اين فدوى ناقابل را در عهدهء بندگان شخصى واگذار فرمودهاند كه بعد از فضل الهى و توجّه تربيت ملازمان سركار اقدس شهريارى روحنا فداه در هيچ يك از كمالات جميله و محسنات حميده در وجود سركار ايشان كسر و نقصانى راه نيافته است و منتهاى مراقبت و مواظبت را در تربيت متعلقان خود سيّما اين بندهء عقيدتكيش مرعى و جزئى از مراحم بىپايان فروگذاشت نمىفرمايند .
در اين اوقات كه مزاج شريف ايشان بواسطهء عروض نوبه منكسر شده بود آنى و دقيقه ( اى ) ليلا و نهارا از خدمت ايشان تغافل نورزيده و انواع اقسام معالجات و تدابير
اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 434
مساهمون: بهرام غفارى
ص٤٣٤