- 371 - بدهىهاى نيّر الدوله « 1 »
خط زنانه و ناشناس و بدون تاريخ است .
عرض شود اگرچه آن جناب خود از احوال و اوضاع قرض و پريشانى مرحوم نيّر الدوله اطلاع كامل دارند ، و لكن بنده هم بعد از شرفيابى آستان مبارك در حالتى كه مرحوم شاهزاده ناخوش بودند به ملاحظهء بعضى از لوازم شرعى و عرفى از قروض و پريشانى ايشان مطلع شدم . جمعى عيال با چهار نفر اولاد از شاهزاده باقى مانده است كه بجز مرحمت و عنايت ملوكانه پناه و چاره ندارند . خداوند جان همهء چاكران و بندگان را فداى خاكپاى مبارك نمايد كه در هيچ حال از مرده و زنده نظر عنايت نپوشيدهاند .
چند دفعه در باب مواجب و تيول شاهزاده به خاكپاى مبارك عرض كردند كه ببرند ، محض تفضّل و ترحّم خسروانه قبول نفرمودند كه به ديگران برسد . حال مدتى است كه اولاد و عيال شاهزاده منتظر حكم و انتقال مواجب پدر خود هستند . بنا بود از خارج و داخل به خاكپاى مبارك عرض نمايند . گويا مجال نگرديد . هرگاه آن جناب مصلحت بدانند از بابت مزيد دعاگوئى ذات اقدس همايون روحى و روح العالمين فداه به جهت مذاكره و يادآورى عرض نمايند . شايد بعد از امضاء فرمودن رفع معطّلى و پريشانى آن عيال و اطفال بشود . ديگر اختيار داريد . باقى امركم مطاع .
- 372 - تحويل بلورخانه ، كتابخانه و اسلحهخانه به امينخلوت
نويسنده ناشناس
هامش
( 1 ) . چون سخن از قرض و پريشانى است احتمالا مراد سلطان حسين ميرزا پسر پرويز ميرزا نيّر الدوله است كه از طرف ناصر الدين شاه بعد از درگذشت پدر ، در سال 1305 ملقب به « نيّر الدوله » شد . بنابه نوشتهء مرحوم مهدى بامداد در ( شرححال رجال ايران ، ج 2 ، ص 86 ) سلطان حسين ميرزا نيّر الدوله معروف به « شاهزادهء پيشخدمت » در دورهء حكومت نيشابور املاك فراوانى به تصرف خود درآورد و اوّل ملّاك نيشابور شد . ولى پس از مرگ در سال 1336 ه . ق تمام اموال منقول و غير منقول او به باد فنا رفت و چيزى از آن دارايى كذايى براى ورّاثش باقى نماند . البتّه احتمال ديگر اينكه مراد ، پرويز ميرزا نيّر الدوله باشد نيز منتفى نيست .