كه حالت او معلوم است ، چرا در مقام مؤاخذه برنيايند . اگر اهل سرحد واهمه نداشته باشند ، روزى هزار مفسده مىنمايند . اگر چهار نفر ملا و سيّد و هرزه « 1 » را اخراج بلد ننمايند و بعضى را سياست نكنند ، همهروزه استرآبادى هرزگى خواهند نمود . صلاح اين است از قرار تفصيل بعضى خارج و بعضى تنبيه و جريمه شوند . تعمير عمارت دولتى از دو سه نفر تجّار بشود صلاح است . امر فرمايند غلام اسباب آن را خود فراهم مىآورم .
دستور شاه :
سيّد و ملا خارج شوند : حاجى آقا على محمد به ارض اقدس يا جاى ديگر برود .
حاجى ملا محمد على به دامغان رفته درس بخواند . ملا ميرزا حسين به شاهرود رفته تحصيل نمايد .
تجار : حاجى آقا محمد تاجر هزار تومان به ديوان بدهد و تنبيه شود . حاجى محمد رضا تاجر هزار تومان به ديوان بدهد و تنبيه شود . چهار پنج نفر لوطى تنبيه شوند .
دستور زير گزارش :
در باب اغتشاش « 2 » نوشته بوديد . البته ما شما را حاكم بالاستقلال نمودهايم هرطور كه صلاح حكومت و سلطنت است رفتار نمائيد .
* * * گوسفند شاهكوه ، رعيت استرآباد جهت تعليف به خاك بجنورد منمحال . . . رفته بودند . از قرار تقرير ، صاحب گوسفند يكصد و پنجاه تومان به يار محمد خان ايلخانى باج دادهاند كه حفظ مال آنها را بكند . از قرار اخبارى كه رسيد از سمت كوكلان چند نفر سوار به دستيارى كوكلان از چارواى يموت كه در هفت منزلى استرآباد در صحرا مىباشند ، يكهزار گوسفند از شاهكوهى مىبرند و دو نفر چوپان هم مقتول مىسازند .
چاكر به محض اطلاع آدمى به ميان چاروا به سمت كوكلان فرستادم درست تحقيق و معلوم نمايد ، بعد تفصيل و حقيقت را به عرض برساند . يموت دو طايفهاند يكى طايفه چاروا كه مالدار است . يكى هم چمراست كه در گرگان و استرآباد مىنشينند .
هامش
( 1 ) . ظاهرا اغتشاش ناشى از عدم مقبوليّت حاكم و نارضايى مردم از او بوده است زيرا همهء طبقات را مورد سعايت قرار داده .
( 2 ) . در نامه : اختشاش