تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
مثلكم يوحى الىّ انّما الهكم إله واحد فاستقيموا اليه و استغفروه و ويل للمشركين . « 1 » چون اختيار و قرار اين امر حسب الفرمايش جناب اجل و اعظم به اختيار بوده نه به حكم ، « 2 » امر استخارهء ثانيه براى بقاى بر حال سبائق و عدم مسافرت شده .

- 302 - وساطت براى جلوگيرى از تبعيد ميرزا كاظم و ميرزا داود پسرهاى ميرزا آقا خان نورى صدراعظم معزول به يزد « 3 »

فدايت شوم امروز كلبعلى خان يوزباشى مأمور شده است كه ميرزا كاظم و ميرزا داود خان را با ده نفر غلام ، باز روانهء يزد بكند ، ديگرچه شده است ، و چه اسبابى از براى اين بيچاره‌ها پاى كار آورده‌اند ، بنده نفهميده‌ام . براى ميرزا داود خان آدمى پيش بنده فرستاده است كه خدمت سركار عالى عرض و التماس بكنم كه به هرطور مصلحت مىدانيد ، يا عريضه مىنويسيد يا حضورا عرض مىكنيد ، او را به نواب شاهزاده مظفر الدين ميرزا ببخشند و روانهء تبريز بشود . سردار كل هم به او التفات و محبتى دارند . همان‌جا باشد . بنده هم دلم مىخواهد كه اين التفات را در حق او بفرمايند . طورى آدم او با بنده سؤال و جواب كرد كه به سر مبارك دلم بر احوال و بيچارگى او زياد سوخت . اگر فردا صبح موكب همايون تشريف آوردند عرض كنيد ، و اگر تشريف نياوردند در عريضه [ اى ] كه مىنويسيد استدعا بكنيد اين بيچاره هيچ‌وقت مصدر هيچ كارى نبوده است و السلام .

- 303 - در باب جنس كاشان

پشت نامه مهر بيضىشكل با شير و خورشيد نشسته ، به سجع « صدراعظم دولت عليّهء ايران اعتماد الدوله ميرزا آقا خان 1268 » . نامه به خط شكسته نستعليق بسيار خوش نوشته شده است .
هامش
( 1 ) . قرآن ، سورهء فصّلت ، آيهء 5 . ( 2 ) . در اصل : به حكم و ( 3 ) . تاريخ تحرير نامه مسلما پس از عزل ميرزا آقا خان نورى صدراعظم ناصر الدين شاه است كه در سال 1275 اتفاق افتاد و نامه‌اى است عبرت‌آموز !