همايون ملجأ و پناهى ندارد و بجز رضاى مبارك صاحب آمال و آرزويى نيست . امروز هم به شاهزاده عبد العظيم وارد مىشود . حاجى غلامعلى خان مىگفت چون فردا روز سيزدهم عيد است ، خود او هم خالى از خستگى نيست . بهتر اين است كه فردا را هم در شاهزاده عبد العظيم مانده پسفردا ورود شود . به بعضى ملاحظات هم پسفردا ورود شود بهتر است كه براى مالها و آدمهاى او معطّلى حاصل نشود .
اگرچه ديشب لازمهء تأكيد را به نصرت الدوله « 1 » نمودم ، دستخط مبارك را هم دادم زيارت كرد ، تفصيلى هم به ميرزا محمد حسين ، پيشكار او نوشتم كه آدم معقول به شاهزاده عبد العظيم بفرستد براى سيورسات و ميوه و شيرينى و مكان خوب و غيره .
ديروز هم خود ، بارخانه و كالسكه براى او فرستادم . ان شاء الله به همه جهت كمال مواظبت به عمل خواهد آمد كه در مدّت اقامت او از تصدّق فرق مبارك به همه جهت به او خوش بگذرد .
از ورود غياث خان « 2 » پرسيدم بطور وسط با او كنار آمده ولى غياث خان خوب حركت كرده است . هرچه گفته است از اتحاد و اتّفاق دولتين گفته است و از كمال اطاعت ايلچى نسبت به دولت عليه .
فقراتى را كه حاجى غلامعلى خان اظهار كرد از جانب سلطان احمد خان اولا دو سه نفر از افاغنه و غيره است موافق اسامى علىحده كه از نظر مبارك مىگذرد كمال تنفّر باطنى را از آنها دارد كه تفصيل هريك بعد معروض خواهد افتاد . خواهشمند است منزل علىحده داشته باشند و موى دماغ او نشوند .
فقرهء ديگر در باب اخراجات سلطان احمد خان است . از قرار تقرير حاجى غلامعلى خان اخراجات نقدى گرفتن را خلاف حرمت خود مىداند ، بايد جنس داد .
يكى هم خواهشمند است كه در اول ورود ، شرفيابى خاكپاى مبارك را حاصل كند .
جمعيت مستقلبين را هم خواسته است قدرى زيادتر باشد . اگر راى مهرآراى ملوكانه قرار بگيرد دو سه نفر مثل محمد رضا خان سرتيپ و آقا خان و كلانتر علاوه بشود ، گويا
هامش
( 1 ) . نصرت الدوله فيروز ميرزا ( فرمانفرما ) در سال 1275 قمرى به جاى محمد تقى ميرزا ( ركن الدوله ) به حكومت تهران انتخاب گرديد ( شرححال رجال ايران ، ج 3 ، ص 111 ) . قطعا در تاريخ تحريرنامه ، با توجه به مسؤوليتى كه به وى در مورد پذيرائى ، از سردار سلطان احمد خان واگذار شده ، وى حاكم تهران بوده است .
( 2 ) . غياث خان قندهارى و عيالش از ايرانيان تحت حمايت انگليس بودند . ( مجموعهء اسناد و مدارك فرخ خان امين الدوله ، چاپ دانشگاه تهران ، ج 4 ، ص 190 ) . . . . غياث خان پسر تقى خان است كه او نيز تحت حمايت انگليس بود ( از نامهء شارژ دفر فرانسه درخصوص ايرانيان تحت حمايت انگليس . ( همان مأخذ ، جلد 1 ، ص 266 ) .