تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦

محرمانه به مؤيد الدوله بنويس كه حاجى [ قوام ] را راه ببرد

امين الدوله نوشته‌جات حاجى قوام ملاحظه شد . حاجى پر مرد است . خودت محرمانه به مؤيد الدوله بنويس كه حاجى را راه ببرد . لارستان و سبعه در دست او بود ، باز [ به او ] بدهند . ليكن طورى بنويس كه حكم نباشد . به اختيار مؤيد الدوله بگذاريد . لكن خير او در اين است كه حاجى را راه ببرد .

- 156 - دستخط ناصر الدين شاه به فرخ خان امين الدوله نارضائى شاه از عدم وصول بدهىها واقعا اين مردم هيچ حيا ندارند . . . خلاصه ما كه خسته شديم !

امين الدوله اولا فردا بايد با سردار كل حرف بزنى به تفصيل و جواب به عرض برسانى . ثانيا نوزده تومان چيزى بالا كه صاحب ديوان باقى گمرك نوشته بود ، ميرزا عبد الله را آوردم معلوم شد اين باقى با ده هزار تومان پيشكش است و حقيقت اين است بايد بدهند . اگر اين ده هزار تومان را روى امسال بكشند هيچ وصول نخواهد شد و اسم بىرسمى از پيشكش مىماند . آخر سال باز همين آه‌وناله است كه از عهده برنمىآيند ، بكشيد به روى سال ديگر ، كارها متّصل روى هم كشيده خواهد شد . يكهزار و هفتصد و نود تومان كه نوشته بودند فته و سند ميرزا نصر الله ابراز شده است ، او را هم با تلعراف به صاحب ديوان بنويس كه سندهاى ميرزا نصر الله را با مشهدى غفّار گمركچى جنس بفرستد اينجا البتّه . فقرهء عمل ميرزا سيّد رضى ، از بابت ده هزار تومان باقى . . . كه مكرّر اين گفتگو شد ، چهار هزار تومانش وصول شده و به معيّر رسيده است ، شش هزار تومان باقى است . خاطر داريد وقتى كه ميرزا نصر الله مىخواست گمرك را قبول كند ، گفت از عهدهء باقى خودم هم برمىآيم . سردار عرض كرد ششصد تومان را من متعهّد هستم وصول كرده به معيّر برسانم . حالا ديگرچه حرفى باقى مانده است . اين پول دو سال است جمع معيّر است و بايد برساند . سردار بىجهت معطّل كرده است . اين را هم با تلغراف بنويس كه حكما سردار بايد بدهد . هزار دفعه يك چيز را مگر بايد نوشت و گفت . واقعا اين مردم هيچ حيا ندارند ، تميز ندارند . خلاصه ما كه خسته شديم .