رقعهجات معتمد الدوله فرهاد ميرزا « 1 » را كه در جوف عريضه خود فرستاده بوديد ملاحظه كردم . اولا در باب سليمان خان سرتيپ اوّل ديگر ماندن به هيچوجه ثمرى ندارد . با همين چاپار حكم احضار او را بنويسيد ، بيايد . ميرزا مهدى آنجا باشد ، با تنخواه باقى بيايد .
در باب فوج سيلاخورى ، اولا فوج هرزه شده است ، تنبيه مىشوند . امّا جيره مواجبشان را هم بايد رساند كه مستمسك هرزگى نداشته باشند .
اينكه شاهزاده نوشته است حبس كنند تا جنس بهدست بيايد ، حرف عجيبى است . گندم طهران حالا درو شده است تا به عربستان چه برسد . البتّه جيره هرچه طلب دارند جنس بدهد . در عربستان جنس داريم .
در باب وحشتى كه از سعايت فلان به همان كرده است ، وحشت بىجايى است تا نوكر خودش خوب است هيچكس نمىتواند سعايت كند و بد بگويد . ما هم هرگز گوش نخواهم داد « 2 » و كسى هم نمىتواند عرض بكند . در رقعهجات هم حكم شده است .
- 146 - جواب عريضهء فرخ خان امين الدوله از طرف ناصر الدين شاه
راجع به خلافگوئى امير اصلان خان مجد الدوله حاكم قزوين مبنى بر ارسال ده هزار تومان ده روزه از قزوين .
امين الدوله شرحى در باب گمرك معروض داشته بودى كه ميرزا نصر الله عرض كرده و مبلغى علاوه قبول كرده است و اين عمل موجب گفتگوى حكّام خواهد شد . تا حال ميرزا نصر الله چنين عرضى نكرده و شهرت اين فقرات خلاف است . و ليكن حكّام هم هروقت از كسر عمل گمرك حرفى بزنند و عرضى بكنند واضح است ديوان هم ميرزا نصر الله يا مثل او را در مقابل خواهد داشت كه رفع حرف حكام را نموده و
هامش
( 1 ) . با توجّه به اينكه شاه در دستخط خود به لقب فرهاد ميرزا پسر عباس ميرزا نايب السلطنه اشاره مىكند و او بنابه نوشتهء مرحوم بامداد در شرح رجال ايران ج 3 ، ص 187 ، در سال 1278 به لقب معتمد الدوله نائل و به جاى حاج على خان مقدم مراغهاى حاجب الدوله ( ضياء الملك ) به حكومت لرستان و خوزستان منصوب شده و حكومتش تا سال 1280 ادامه داشته است ، بنابراين تاريخ تحرير اين دستخط بايد بعد از سال 1278 ه . ق باشد .
( 2 ) . در اصل چنين است .