ايضا در حاشيه به خط ميرزا زمان خان غفارى
هو الحىّ الذى لا يموت . اين سواد ، سواد وقفنامه [ اى است ] كه اصل آن به خطّ عارف كامل معروف يعنى علاء الدولهء سمنانى طاب ثراه [ است ] كه واقف آن از علما و فضلاى غفارى بوده و در سنهء 704 قريهء دهنمك را وقف نموده و در سنهء 1302 به امر قدرقدر همايون روحنا فداه جمعبندى و مميّزى قريهء مذكوره به دستيارى اين بنده كه از بنى غفار است شده به امعان نظر ملاحظه نمائيد و هرگاه مصلحت اقتضاء نمايد عرض و اظهارش در خاكپاى مبارك ، دولت قاهره ضرر ندارد كه مقصود اين است تا پانصد و نود و هشت ، اصل نسب اين سلسله به موجب اين وقفنامه مقرون به صحت است و مانند علاء الدولهء فاضل عارف كامل سير ، با آن مراتب شأن و شرافت نفس محرّر وقفنامه و شاهد اين نسب و علوّ شأن واقف بوده است .
و مقصود ديگر اينكه ، در چند سال پيش يكى از اخوان مقرب الحضرت الخاقان ميرزا سيّد رضى حكيمباشى سمنانى اضطرارا سه دانگ قريهء نمك را به ادّعاى اينكه ما از اولاد اناث واقف هستيم ، مبلغ هشتصد تومان به مرحوم حاجى على اكبر امين معاون فروخته و وقفنامه به خط علاء الدوله را هم مىگويند به آن مرحوم تسليم نموده و پس از آن حاجى على اكبر به خير الحاج حاجى علينقى تاجر كاشانى كه حاج مشار اليه از حاجى على اكبر طلب داشته منتقل مىكند و حاجى علينقى هم نظر به اينكه از حقيقت وقفنامهء سابقه اطلاع داشته اين سه دانگ را وقف نموده است و اين اوقات از قرارى كه به سمنان خبر رسيده آقا ميرزا سيد رضى به خاكپاى عادلانهء ملوكانه تظلّم نموده كه مبايعهء سه دانگ دهنمك را كه كسان من كردهاند فاسد بوده است ، و حال بايد اين سه دانگ با سه دانگ ديگر كه اكراد و غيره به مالكيت تصرف دارند به حالت اصلى كه وقف بوده برگردد و وقف بر وقف را كه حاجى علينقى كرده مقرون به شرع نيست و از جانب سنى الجوانب همايون روحنا فداه قطع اين گفتگو به شرع رجوع شده .
صالح و طالح مطاع خويش نمودند * تا كه پسند افتد و چه در نظر آيد « 1 »
و نيز ضمنا خواهش و مقصود عمده كه است اين است كه براى اثبات صحّت نسب سلسلهء غفارى ، اين سواد وقفنامه را به لحاظ شريف برخى از ارباب سير و تواريخ برسانيد كه دعوى نسب اين سلسله را بيهوده ندانند و حال اينكه اين مسئله را مىدانم :
اگر به زهد بنازد كسى روا باشد * گر افتخار كند فاضلى به فضل رواست
هامش
( 1 ) . از حافظ