منقرض گردند ، موقوف عليهم اولاد اناث واقف مذكور مىباشند . و اگر خدانخواسته ايشان هم منقرض شوند ، موقوف عليه ، صوفى متّقى از اهل بلدهء سمنان مىباشد .
مخفى نماند كه واقف مذكور و متصدّق مزبور توليت قريهء مذكوره را من المزارع و المراتع و غيرهما مادام الحيات به نفس نفيس خود مفوّض و مرجوع داشت و بعد از خود بر اولاد ذكور او و بعد از اولاد او بر اولاد اولاد ذكور خود و بعد از ايشان بر اولاد اناث خود على النهج المسطوره .
و همچنين شرط كرد واقف مذكور كه قريه مذكوره را از سه سال بيشتر به اجاره ندهند ، و به حكّام و كسى كه اهل طمع باشند دخيل ننمايند ، و رهن ندهند ، و به صداق زوجات ننويسند . « فمن بدّله بعد ما سمعه فانّما اثمه على الدين يبدّلونه فعليه لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين » .
فهذا الخط الفقير الى الله الغنى احمد ابن احمد ابن محمد ابن احمد البيابانكى المعروف به علاء الدولة السمنانى غفره الله و والديه ، كتبه بالتماس الواقف المتصدّق المذكور جزاه الله فى الدارين خيرا و آخره . فى شهر رمضان المبارك سنه اربع و سبع مائه بعون اللّه تبارك و تعالى .
حاشيه به خط ميرزا زمان خان غفارى
در اينجا كاكوئى را نتوانستم كه معلوم كنم اسم بلد است يا طايفه ؛ مگر در يكى از محلّات سمنان چند نفر از رى باشد كه آنها را از طايفهء كاكوئى بگويند . از مقرب الخاقان لسان الملك « 1 » تحقيق نمائيد كداميك از طبقهء سلاطين است يا امرا يا وزرا كه معرّب يا ملقّب به كاكواند . چنين خاطر دارم كه باشد . امّا حالا محل امارت آن طبقه را نمىدانم كجاست . ديلم است . استرآباد است . مازندران است . فارس و عراق و كرمانشاهان است .
در هر صورت تحقيق اين فقره را بايد بنمائيد .
بارى معلوم مىشود يكى از شعبهء غفارى هم در سمنان بوده است وقف دهنمك و وقفنامهاى « 2 » به خط علاء الدوله چنين دلالت مىكند .
هامش
( 1 ) . ميرزا محمد تقى متخلص به سپهر ( درگذشتهء 1297 ه . ق ) نويسنده و مورخ عهد قاجارى نويسندهء كتاب ناسخ التواريخ . با توجّه به سال درگذشت وى كه در فرهنگ معين 1297 رقم رفته است حاشيهنگارى ميرزا زمان خان غفارى بر سواد وقفنامه به ظن غالب در دو تاريخ مختلف بوده است ، زيرا در يكى از حاشيهها به سال جمعبندى و مميّزى قريه دهنمك به امر ناصر الدين شاه ، در 1302 ه . ق اشاره شده است .
( 2 ) . رسم الخط : وقفنامهء