كه از هر كشورى رسولى با تحف و هدايا بموضعى معيّن چون اختران در برج سعادت اقتران نمايند و در صحبت رسول امير المومنين به خدمت خان روان «
a
» گردند و عذر خواهند كه اگر پادشاهان ممالك بنفس خود متوجّه خدمت گردند اضطراب «
b
» در ممالك ايشان ظاهر مىگردد و اظهار طاعتدارى كنند و چنانك مصلحت را «
b
» و تدابير را با يكديگر مجهّز «
b
» كردانيده مصالحت را بناء محكم و قاعدهء پايدار نهند و اگر ما پيش از ارسال نجده اين مقدّمات بمسامع اشرف امير المومنين رسانيم بر عجز و ضعف حمل كنند و پندارند كه انجاد باجناد دريغ فرموديم چون دو هزار سوار خواستند پنج بفرستيم بر وجهى كه زاد يك ساله استصحاب كنند فى الحال فرمانها بدين مهمّ و تحريض عساكر در عزيمت به طرف ملطيه و توجّه ايشان در اهتمام ملك الامرا بهاء الدين قتلغچه بصوب دار السلام نافذ شد روز ديگر سلطان در سيران رسول را طلب فرمود و حكايت را چنانك مقرّر شده بود اعادت فرمود و اجازت انصراف داد چون محيى الدين به منزل خود پيوست خزانه داران پنجاه هزار عدد سلطانى و صد تاء جامه ثمين و پنج استر رهوار و ده سر اسپ و پنج غلام رومى و بيست هزار عدد برسم متميّزان كه ملازم رسول بودند در پى فرستادند و چون روانه شد بعد يك ماه بل كمتر جملگى لشكر بمحروسهء ملطيه پيوسته بودند و منتظر قدوم سنجق همايون مانده سلطان سنجق را در صحبت ظهير الدين ترجمان پسر كافى ملطيه با سرهنگان و جنايب
هامش
aوروانPbLecture incertaine , le ms . etant ici endommage .