تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
ضياء الدين بقيصريه رسيد و بقاياء خراج و هدايا و تحف و سوگندنامهء تكور عرض داشت سلطان با رسولان احسان بىكران فرمود و امرا را كه محبوس بودند اطلاق كرد و فرمانها به اطراف ممالك روان گشت كه بعد اليوم عوارض منازعت از ميان برخاست راهها متردّدان و تجار ديار كشاده داريد و هيچ آفريده را زحمت ندهيد و رسولان را خوشدلى تمام تسريح فرمود

ذكر تزوّج سلطان بكريمهء از ذريّات ملك فخر الدين بهرامشاه بن داود ملك ارزنجان « * »

چون سلطان ارتسام اوامر الهى و امتثال احكام نبوى را در جملگى ارا و عزايم التزام نموده بود به حكم نصّ تخيّروا لنطفكم فإنّ العرق دسّاس مىخواست حريم كريم خود را بگوهرى شب‌افروز كه در صدف حسب الابوين و كرامة الطرفين پرورش يافته باشد مانوس كرداند و در شبستان همايون بدين صفت موزونى را در جنب خود نشاند بريد انديشه را گرد جهات جهان جولان داد خاندانى معظّم‌تر از دودمان ملك فخر الدين بهرامشاه نيافت زيرا صدف آن درّة الغوّاص و يتيمة الدهر از عمان فضل و احسان و اصلاب طاهر و انساب زاهر سلطان قلج ارسلان استخراج يافته بود و از جرثومهء سلجوق منبعث گشته بعد طول الاستخاره و يمن الاستشاره برين اختيار مزيدى نيافت افانين هداياء ثمين و تحف نفيس و ضنين از خزانهء عامره ترتيب فرمود و خطبهء تعيّن درين خطبه بر يكى از اولو الالباب به آب انداخت و آن احمال و هدايا را در صحبت او ارسال كرد چون خبر بملك رسيد استقبال فرمود و باعزاز و ناز در دولتخانه فروآورد و در احترام جانبش مبالغت لازم شمرد
هامش
* الاوامر العلائيه ص 172