تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
و متحصّنان حصار را بغارت و نهب و سبى و قتل نكال بسيار رسانيد و چون از آن مهم فراغت يافتند نوّاب ديوان بر قلعه شدند و ذخاير و اسلحه را در ضبط آوردند و كوتوال و رجال جهت استحفاظ نصب كردند آنگه روى بپيكار ليفون ملعون نهادند او نيز متردّد و خايف جهت مقاتله در مقابله آمده بود امير مجلس كه در آن حالت امير طلايه بود و سه هزار سوار نامدار در اهتمام او پيش از طلوع صبح صادق با يك دو نفر از خواصّ خود متنكّر نزديك عساكر كافر رفت تا بر كيفيّت حال طلايع اطّلاع يابد ناگاه كفّار ايشان را در ميان گرفتند و به زخم تير اسپان ايشان را از پاى درآوردند ايشان پياده بر تلى «
a
» پناه بردند و بتير و تيغ و گرز دفع اذيّت كفّار مىنمودند چون آفتاب طلوع كرد امراء طلايه «
b
» روى به خدمت امير مجلس نهادند او را از مقام معلوم معدوم ديدند بعد از كشف قضيّه متوجّه لشكرگاه تكور شدند از جملهء لشكر خاصه امير مجلس صد نفر سوار كرد گرد دلاور بودند كه ايشان را در مقابله هزار مرد كارزارى مى نهاد و اقطاعات و اطلاقات گزيده مىداد بر كوهى كه بر لشكر كافر مشرف بود دوانيدند ناگاه ديدند كه شخصى بر تلى رفته است و كفّار گرد او درآمده همه بيكبار لگام‌ريزان كردند و كفّار را كه به دو محيط شده بودند مبدّد و مشرّد كردانيدند و جنيبت دركشيدند و امير مجلس را سوار كردند چون بلشكر خود پيوست و صفها آراسته ديد به حكم آنكه بر مزاج حال كفّار اطّلاع يافته بود
هامش
a. ( كوپرى ) پلىRec . III , 145b. ظلامP
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 63 | محمد جواد مشكور