تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 98

مساهمون:

صمقدمه ٩٨
فرود آوردند حكومت آن دو شهر را بهريك از ايشان تفويض نمودند . پس از آن علاء الدين كيقباد پادشاهى ارزنجان را به پسرش غياث الدين كيخسرو داد و مبارز الدين ارتوقوش را به اتابكى او برگزيد و پسر ديگرش عز الدين قليچ ارسلان را وليعهد كرد . « 1 »

نبرد علاء الدين كيقباد با سلطان جلال الدين خوارزمشاه

چون سلطان جلال الدين خوارزمشاه در سفر خود به آذربايجان شهر اخلاط را در سال 628 ه از ملك اشرف ايوبى انتزاع كرده بود ، ملك اشرف بعد از سقوط آن شهر با علاء الدين كيقباد و امراى حلب و موصل بر ضد سلطان متحد شد . ركن الدين جهانشاه صاحب ارزنة الروم كه پسر عم علاء الدين كيقباد بود از اجتماع لشكريان روم و شام ، جلال الدين را خبر كرد و سلطان را واداشت كه پيش از اينكه مخالفين به يكديگر ملحق شوند بر سر ايشان بتازد . و جداجدا آنان را از پاى درآورد . اما نقشهء جلال الدين و ركن الدين عملى نشد چه پيش از آنكه سلطان به چنين حركتى اقدام نمايد . بيست هزار سپاهيان علاء الدين كيقباد و پنجهزار لشكر الملك الاشرف به يكديگر ملحق شدند . جلال الدين پيش از آغاز جنگ سخت بيمار شد به همين جهت نتوانست قبل از الحاق لشكرهاى دشمن به يكديگر نقشهء خود را بمورد اجرا بگذارد . بعلاوه يك عده از سپاهيان ارانى و عراقى و آذربايجانى و مازندرانى او پيش ازين واقعه به وطن خود بازگشته بودند . جنگ در محل ياسىچمن از نواحى ارزنجان اتفاق افتاد و چهار روز طول كشيد در سه روز اول طليعه‌هاى طرفين با يكديگر دست و پنجه نرم مىكردند و با اينكه خوارزمشاه طليعهء قشون رومى را منهزم كرد ولى در روزهاى بعد شكست نصيب پيشقراولان خوارزمى شد تا آنكه در روز شنبه 28 رمضان 627 لشكريان شامى و رومى بر سپاهيان جلال الدين و ركن الدين تاختند و چنان رشتهء انتظام آن را از هم گسيختند كه هر دسته از لشكريان خوارزمى به سمتى گريختند . جلال الدين گريزان به خرتپرت و اخلاط آمد و بسيارى از لشكريان او در جنگ كشته و سرداران او اسير شدند . يكى از جمله اسيران ، ركن الدين جهانشاه صاحب ارزنة الروم بود . علاء الدين سران سپاه خوارزمشاه را كشت ولى بر ركن الدين رحمت آورد و او را مقيد ساخت . پس از شكست يافتن جلال الدين ، لشكريان علاء الدين ارزنة الروم را مسخر كردند و سپاهيان الملك الاشرف هم به شهر اخلاط وارد شدند و چون الملك الاشرف بيم آن داشت كه جلال الدين بار ديگر به سرزمين او هجوم آورد ، سفيرانى پيش جلال الدين به آذربايجان فرستاد و تقاضاى صلح كرد و از جلال الدين خواست كه در عدم تعرض به اراضى او به علاء الدين كيقباد سوگند ياد كند . جلال الدين نخست زيربار نمىرفت ولى همين كه خبر رسيدن سپاهيان
هامش
( 1 ) -Talbot Rice , P . 69 - 71