است نه « حوضدارا » .
( 28 ) ص 59 س 20 : نقطهء ظاء اضافه است و طاهر صحيح آنست .
( 29 ) ص 60 س 6 : عمرو با واو به جاى « عمر » .
( 30 ) ص 64 س 19 : و احمد بن اسمعيل ، حسين بن على مروزى را بدفع او نامزد كرده .
( 31 ) ص 65 س 5 : شايد در متن افتادگى داشته باشد و عبارت را بدين شكل بتوان تصحيح كرد : مادرش بانو نام داشت [ و پدرش عمرو ] و بعضى از مورخان او را نيز يعقوب مىنامند ، يعنى پدرش را ، زيرا بديع الزمان خلف را به هردو نسبت داده است .
( 32 ) ص 72 س 14 : واو عطف ميان دو كلمهء « تير » و « ناوك » زائد است و صحيح « تير ناوك » است .
( 33 ) ص 73 س 7 : ظاهرا به جاى « ارگ حصار » حصار ارگ را گرفتند صحيح است . زيرا قلعهء معروف شهر سيستان به نام « ارگ » خوانده شده است و در سطر 18 همين صفحه « قلعهء ارگ » آمده است .
( 34 ) ص 74 س 20 : ملك تاج الدين ابو الفتح همان تاج الدين ابو الفضل است كه در سطر 12 همين صفحه و در صفحات 75 / 4 و 55 / 4 و 3 ر 6 از او ياد شده است .
( 35 ) ص 75 س 16 : نوفرست . جزء دوم اين كلمه به كسر فاء و راء تلفظ مىشود .
( 36 ) ص 75 س 21 شايد « اشعار دارند » به جاى « اشعار دادند » صحيحتر باشد .
( 37 ) ص 78 س 1 : سنهء احدى و اربعين و ستمائه را اگر مربوط به سيل سيستان بدانيم صحيح نخواهد بود زيرا در 76 / 17 مىنويسد سيل در سال 640 آمده است و سيلاب نمىتواند يكسال تمام در يك جا بماند و يكسره راه آمدوشد را قطع كند و اگر اين سال را مربوط به قتل امير مبارز الدين ابو الفتح بن مسعود بدانيم ، آن هم صحيح نيست زيرا اين مرد به قول نويسندهء تاريخ سيستان در ربيع الاول سال ششصد و چهل و هفت مرده است .
( 38 ) ص 79 س 22 : و از بندگى ملك نصير الدين بيرون آمده . حرف اضافهء « از » زائد بهنظر مىرسد و بندگى درست به معنى « بندگان » امروز است . يعنى بندگان ملك نصير الدين بيرون آمده .
( 39 ) ص 85 س 19 : وقف نموده يعنى توقف نموده و مانده است .
( 40 ) ص 87 س 7 : ديگر از قهستان آمد . شايد « بار ديگر يا ديگربار از قهستان آمد . »
( 41 ) ص 87 س 14 : ديورك از قراء سيستان .
امروز اهالى اين كلمه را
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 535
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص٥٣٥