مناصب سهگانه
سه مقام رسمى در اختيار سران ايل بختيارى است . اين مقامات باآنكه هيچوقت نصيب داوطلبى نمىشود كه از اين طايفه نباشد ، هم از جانب شهريار مقررى دارد و هم مرحمتى اوست كه در ضمن هم تطميع نافعى است و هم دامنهء وسيع اقتدارات همايونى را نشان مىدهد . اين مناصب ايلخانى يا رئيس ايل ، ايلبيگى يا نفر ثانى و ديگر سمت حاكم چهارمحال است و اين مقام آخرى هرچند كه فى ذاته ايلى نيست با سياست ايلى خيلى ارتباط دارد ، از آن جهت كه صاحبان اين مقامات از مالكان عمدهء حدود خود مىباشند .
بعد از قتل حسينقلى خان برادرش امامقلى خان بهجاى او به ايلخانى منصوب و برادر سوم رضا قلى خان ايلبيگى شد و بقيهء نفرات طايفه هم گروگان در تهران ماندند ، ولى پس از سقوط ظل السلطان در فوريهء 1888 باز بختها زيرو رو شد ، اسفنديار خان فرزند ايلخانى مقتول از حبس آزاد و مورد حمايت شاهانه واقع گرديد . عموى او امامقلى خان معزول و رضا قلى خان جانشين او شد ، اسفنديار - خان هم به ايلبيگى منصوب گشت . چون ايلخانى معزول از اجراى فرمان سركشى نمود ، رقيبان كامگار با كمك قشون ايران به سركوبى او شتافتند و او را با همراهانش تا چاقخور تعقيب و ناچار به فرار كردند .
اسفنديار خان هم از اين ماجرا با لقب صمصام السلطنه سر برآورد و ترتيبات قبلى نيز تثبيت شد ، اما دو سال بيشتر دوام ننموده در 1890 چندى بعد از مسافرتم حضرات سهگانه را به مناسبت نوروز كه روز تغيير و تبديل مناصب است به تهران فراخواندند . شاهين بخت بار ديگر سير قهقرائى نمود ، زيراكه امامقلى خان به مقام ايلخانى رسيد ، اسفنديار خان ايلبيگى ماند و رضا قلى خان حاكم چهار محال شد و آن قرار سهگانه هنوز باقى است .
صفات و احساسات حضرات سهگانه
باآنكه اين سه نفر بهظاهر دوستى دارند در باطن بين ايشان اختلاف و نفاق هست و اين وضع تازه بههيچوجه پايدار نخواهد ماند . دو عمو از جهات سن و اخلاق و سابقه با برادرزاده كه مورد علاقهء زيردستانش است تفاوت دارند .