اين سوارها غالبا سواركار ممتازى بشمار مىروند چون از كوچكى به سوارى عادت مىكنند و در چابكسوارى و تيراندازى دقيق در حين تاخت مهارت بسيار دارند .
هرودوت نوشته است كه ايرانيان قديم فرزندان خود را سه چيز مىآموختهاند :
سوارى ، تيراندازى و راستگوئى . شعار سومى از ديرزمانى پيش در اعقاب ايشان از ميان رفته است ، اما تعليم اولى را هنوز نيك به كار مىبرند و در تيراندازى با كمانهاى كشيده در سراسر جهان ممتازند . اين سواران بىنظام يگانه بازماندگان همان سواركاران قهرمان به شمار مىروند كه لژيونهاى رومى را تارومار كردند و دمار از روزگار سپاهيان تيمور لنگ برآوردند و در ركاب نادر شاه از رودخانهء سند بگذشتند . با آنكه فعلا از لحاظ مقدار قليل و فاقد اسلحه و بىنظم و انضباطاند ممكن است مايهء مزاحمتى در جلو لشكرى اروپائى بشوند ، ولى از عهدهء آن نمىتوانند برآيند و به آسانى مىتوان دريافت كه اگر زحمتى بيشتر و وجهى زيادتر براى آنها خرج كنند به همان ترتيبى كه در راه « نظام » يا لشكر پياده كردهاند ممكن است يكى از مهيبترين نيروى سبك اسلحهء مشرق زمين بشوند .
طبق آخرين ليستى كه در سهمبندى ( بنيجه ) منطقهاى بدستم رسيده است ، حوزههاى سربازگيرى را به اسواران مختلف ، از پنجاه سوار تا هفتصد نفر قسمت كردهاند كه به شرح ذيل است : اسواران آذربايجان بيست و سه ، خراسان بيست و چهار ، استراباد يك ( تركمنهاى يموت ) شاهرود يك ، كرمان يك ، گيلان و مازندران پنج ، اراك چهار ( با بختياريها ) ، بروجرد چهار ، خمسه چهار ، تهران شش ، خوزستان سه ( لرهاى فيلى و بختيارى ) ، قزوين چهار ، كرمانشاه پنج ، گلپايگان يك ، كمره يك ، لرستان دو ، شيراز يك ، همدان يك .
سوارهاى نيمه منظم
1 - فوج اصفهان -
منظورم از سوارهاى نيمه منظم بعضى سوارانى هستند كه از لحاظ مشق و تمرين و تجهيزات و اسلحه به سبكهاى اروپائى مهيا شدهاند و از اين قبيل درحالحاضر سه هنگ وجود دارد كه يكى در اصفهان است و دوتا