تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
اصراركننده تو را بخيل نكند ، و فرمانت در بارهء چيزى كه اراده كنى فقط همان است كه بگوئى باش و آن چيز وجود يابد ، و از اين رو فرمانت جارى و وعده‌ات حتم و حكم تو همه عدل است ، چيزى از تو نهان نماند ، و بازگشت هر چيزى بسوى تو است ، بوسيلهء نعمتهاى خويش از انظار پنهان گشته و ديده نشوى ، و به هر رازى آگاهى ، و بر حقيقت هر بلندى و شرف و الا گشتى ، و بمقام كبريائى يكتائى ، و بقدرت و بقاء نيرومند گشتى ، تو را ستايش در دنيا و آخرت ، و تو را سپاس در آغاز و انجام ، توئى معبود من كه بردبار و قادر ، و مهربان ، و آمرزنده ، و پادشاه ، و قاهر ، و روزى ده ، و نو آفرين ، و اجابت‌كننده ، و شنوائى ، اختيار بندگان و نقاط دور دست همه در دست تو است ، زندهء پاينده ، بخشنده ، با شوكت ، بزرگوار ، و مهربانى ، توئى معبود من و فرمانروائى كه مالك فرمانروايان هستى و هر عزيزى در برابر هيبت تو فروتن گشته ، و دوستانت بوسيلهء فرمانبرداريت براى تو خاضع شده‌اند ، بخدائى خويش بزرگى و ثناء را مخصوص خود كرده ، و نگهدارى خلق بر تو سنگينى نكند ، و عطيه‌هاى تو ( چنان است كه ) بهر كه دهى از روزى فراخت چيزى كم نكند ، و توئى پر داناى هر غيب نهانى ، عيوب مرا پوشاندى ، و گناهانم را ضبط كردى ، و بشناسائى دين ( و آئين ) خود مرا گرامى داشتى ، اى مهر پيشه پردهء خويش را از من مدران ، و اى نعمت بخش رسوايم مگردان ، از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و خاندان محمد و ( ديگر آنكه ) از كرم فراخمندت روزى مرا فراخ گردانى روزى حلال و پاكى ، و گناهانى را كه مرتكب شده‌ام و ميان من و تو حائل گشته بيامرزى ، كه براستى تو شايستهء آنى كه برحمت وسيعت بر من ببخشائى ، و مرا از شكنجهء الم‌انگيزت برهانى ، و در زمرهء گراميانم در آورى ، و مرا - اى مولاى من - بشايستگان ملحق گردانى ، همراه آنان كه فرشتگان در حال پاكيزگى جانشان بگيرند و