تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
نرسند ، هيچ فهمى نتواند ويرا فرا گيرد ، و هيچ ذهنى قادر نيست نمونه‌اى برايش تصور كند ، خردهاى سركش از احاطهء به دو مأيوس گشته ، و درياى دانش از اشارهء بكنه و حقيقت وى خشگ گرديده ، و از دست اندازى به وصف قدرتش نفوس دشمنان بطور خوارى و سرافكندگى باز گشته ، يكتا است ( اما ) نه از روى شماره و عدد ، و جاويد است نه به حساب زمان و مدت ، و پا بر جا است ( اما ) نه به تكيه‌گاه ( و ستون ) جنس نيست تا اجناس برابرش باشند ، شبح نيست تا اشباح ديگر شبيه او باشند ، و نه مانند چيزها است تا متصف بأوصاف گردد ، خردها در أمواج خروشان ادراكش گم گشته ، و پندارها از احاطهء ذكر أزليتش سرگردان شده و فهمها از پى بردن به وصف قدرتش بازمانده ( يا گنگ گشته ) ، و ذهنها در ميان اقيانوسهاى چرخ ملكوتش غرق گرديده است . بنعمتهايش مقتدر ، و بكبريا و عظمتش خود نگهدار و فرمانرواى بر هر چيز است ، نه روزگارى است كه كهنه‌اش سازد ، و نه وصفى تواند به دو احاطه پيدا كند ، گردنهاى سركش در آخرين سر حد قرارگاه اصلى خود براى وى خاضع گشته ، و كوههاى محكم در منتهى سر حد بلنديش بعظمت وى اعتراف كرده ، با خلقت همهء اجناس ( مختلفه ) بپروردگارى خود گواه آورده و بعجز و ناتوانى آنها بقدرت خويش دليل آورده ، و با خلقت آنها بر ديرينه‌گىاش ، و به نابود شدن آنها بر بقاء خويش گواه آورده است ، آنها را چاره و گريزى از ادراك حق ( بدانها ) نيست ، و از احاطهء او نتوانند بيرون روند ، و از شماره و احصاء او در پرده نشوند ، و از تعلق قدرتش بر آنها سرپيچى نتوانند ، ساختمان محكم اشياء براى راهنمائى به دو كافى است ، و تركيب سرشتهاى مختلف ( اشياء ) براى نشان دادن او بس است ، و همان پيدايش مخلوقات ( از عدم ) براى دلالت ديرينه‌گى و قديم بودنش كافى است ، و همان