ستايش خاص خدا پروردگار جهانيان است ، بخشايندهء مهربانى كه شريكى ندارى - و اين را چهار بار ميگوئى « 1 » - پروردگارا تو به من مهربانى ، از تو خواهم پروردگارا بدان چه عرش تو از عزت جلالت به خود حمل كرده ، كه نسبت به من انجام دهى آنچه را شايستهء آنى ، و با من مكن آنچه را من سزاوار آنم ، زيرا كه تو شايستهء تقوى و شايستهء آمرزشى ، خدايا تو را ستايش كنم ستايشى هميشگى و تازه ، و ثنائى كوبنده و مهيا ، و توكل كنم بر تو تنها ، و آمرزش خواهم از تو يگانه ، و گواهى دهم كه معبودى نيست جز تو گواهى كه عمرم را بدان سپرى كنم ، و پروردگار خود را بدان ديدار كنم ، و در گورم بدان داخل گردم ، و در تنهائيم با آن خلوت كنم ، خدايا و از تو خواهم انجام كارهاى نيك و ترك اعمال ناپسند ، و دوستى مسكينان را ، و ديگر آنكه مرا بيامرزى و مورد ترحم خويش قرارم دهى ، و چون نسبت بمردمى ارادهء عذاب يا فتنهاى فرمائى مرا از ابتلاى بدان نگاه دارى و از هر مورد فتنهاى بازم دارى ، و از تو درخواست كنم دوستى خودت و دوستى هر كه را تو دوست دارى ، و دوستى هر كس كه دوستيش سبب نزديك شدن بدوستى تو گردد ، خدايا براى خلاصى من از گناهان راه گشايش و خروجى فراهم كن ، و بسوى هر كارهاى خيرى طريقى مقرر فرما .
خدايا من آفريدهاى از آفريدگان تو هستم و خلق تو بر من حقوقى دارند ، و نسبت به تو نيز گناهانى از من سر زده است ، خدايا خلق خود را از من و از حقوقى كه بر من دارند راضى و خوشنود گردان ، و آن گناهانى كه از من نسبت به تو سر زده همه را به من ببخش ، خدايا در من خيرى بنه كه تو خود آن را دريابى ، و اگر چنين نكنى آن را پيش من در نخواهى يافت ، خدايا مرا آنچنان كه خواستى آفريدى پس آنچنان كه دوست دارم قرارم
هامش
( 1 ) - در حاشيه يكى از نسخهها نوشته بود : « يعنى از جملهء : ستايش خاص خدا . . . تا . . . شريكى ندارى » .