تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
طريقهء حق است ، و او بر هر چيز توانا است . و بهر چيزى احاطه دارد ، خدايا توئى نخست و چيزى پيش از تو نيست ، و توئى پايان و چيزى پس از تو نيست ، و توئى آشكار كه چيزى فوق تو نيست ، و توئى نهان كه چيزى پس از تو نيست ، درود فرست بر محمد و خاندان محمد و در بارهء من - چنين و چنان « 1 » - كن . بنام خدا ، و به خدا ايمان آورم ، و به خدا پناهنده گردم ، و به خدا نگهدارى و پناه جويم ، و بعزت خدا و نگهداريش نگهدارى جويم از شيطان رانده و انحرافش ، و حيله‌اش و سواركارانش و پيادگانش و دامهايش ، و از شر هر جنبنده‌اى كه بهمراهى او جنبش كند ، و پناه ميبرم بكلمات تامهء مباركهء خدا كه هيچ نيكوكار و بدكارى از آنها نگذرد ، و بنامهاى نيكوى خدا همه‌اش چه آنها كه ميدانم و چه آنها كه نميدانم ، و از شر آنچه خدا آفريده و خلق فرموده و از نيستى بهستى آورده ، و از شر كوبندگان در شب جز آن كس كه خير و عافيتى از جانب تو آورد ، خدايا به تو پناه برم از شر خودم ، و از شر هر ديدهء بينا و گوش شنوا ، و زبان گويا ، و دست حمله‌كننده و پاى رونده از آنچه را بر جان خود بيم دارم در شب و روزم ، خدايا و هر كس نسبت به من آهنگ ستم يا زورگوئى يا بدى يا صدمهء ناگوارى دارد ، پرى باشد يا آدمى ، نزديك باشد يا دور ، كوچك باشد يا بزرگ ، از تو خواهم كه سينه‌اش را برون آرى ( و دلش را از من بگردانى ) و دستش را نگهدارى ، و گامش را كوتاه كنى و قدرتش را بگيرى ، و خيانت و سخن‌چينيش را از بين ببرى ، و به حال خشمش بازگردانى ، و آب دهانش را گلوگيرش سازى ، و زبانش را ساكت كنى ، و چشمش را كور كنى ، و او را سرگرم به خود سازى ، و ميان من و او حائل شوى ، و به نيرو و قوت خود از وى كفايتم كنى كه تو بر هر چيز توانائى .
هامش
( 1 ) و جاى آن حاجات خود را نام برد .