تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
را آنچه را من دعا كرده و آنچه را نكرده‌ام ، و پناه برم به تو از بدى و شر همه‌اش آنچه ميترسم از آن و آنچه نمىترسم و از تو خواهم كه روزيم دهى از آنجا كه گمان دارم و از آنجا كه گمان ندارم ، خدايا من بندهء تو و فرزند بندهء تو و فرزند كنيز توأم كه در تحت قدرت تو هستم و اختيارم بدست تو است ، فرمان تو در بارهء من جارى و حكم تو نسبت به من همه‌اش ( از روى ) عدالت و داد است از تو خواهم بهر نامى كه مخصوص تو است و خود را بدان ناميده‌اى ، يا در يكى از كتابهاى خود آن نام را نازل فرموده‌اى ، يا بيكى از خلق خود ياد داده‌اى يا در علم غيب نزد خود آن را نگاه داشته و مخصوص به خود كرده‌اى ، كه درود فرستى بر پيامبر امى و بنده و رسولت ، و برگزيدهء از خلقت و بر خاندان محمد آن پاكان برگزيده ، و اينكه رحمت فرستى بر محمد و خاندان محمد و بركت دهى بر محمد و خاندان محمد ، چنان كه درود و بركت و رحمت فرستادى بر ابراهيم و خاندان ابراهيم براستى كه تو ستوده و بزرگوارى و ديگر آنكه قرآن را روشنى سينه‌ام گردانى ، و كارم را بوسيلهء آن آسان كنى و سينه‌ام را بدان بگشائى و آن را بهار دلم ( و سرور قلبم ) و گشايش اندوهم و بر طرف شدن غم و غصه‌ام ، و روشنى خوراكى و آشاميدنيم ، و روشنى در گوشم و در ديده‌ام و نورى در مغز و استخوان و رگ و مويم و پوست تنم و پيش رويم و بالاى سرم و زير پايم و از راست و چپم گردانى ، و آن را برايم نورى در مرگ و نورى در زندگى ، و روشنى در گور و روشنى در محشر ، و روشنى هر چيز من قرار دهى ، تا بوسيلهء آن مرا ببهشت رسانى ، اى روشنى آسمانها و زمين تو چنانى كه خود وصف خويش كرده‌اى بگفته‌ات كه حق است ( و فرموده‌اى ) ، « خدا نور آسمانها و زمين است مثال نورش چون محفظه‌اى ماند كه در آن چراغى است ، و چراغ در شيشه‌اى است ، و آن شيشه چون ستارهء درخشانى است كه از درخت پر بركت زيتون - كه نه شرقى است و نه غربى - افروخته شود ، و نزديك است