تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
بر نفس خود كرده‌ام و تو اى پروردگار من نسبت به من اختيار دارى آنچه را من خود اختيارش را ندارم ، پروردگارا تو مرا آفريدى و تنها تو بودى كه كار خلقت مرا به عهده گرفتى و جز بوسيلهء تو من چيزى نبودم و خيرى جز از نزد تو وجود ندارد ، و من هيچ گاه شرى را از خود دور نساختم جز آنچه را تو از من دور نساختى و تو اى پروردگارم به من تعليم فرمودى آنچه را من نميدانستم و روزيم كردى آنچه را دارا نبودم و گمان نداشتم ، و بدان چه اميدش را نداشتم رسانيدى و آنچه را دامنهء آرزويم از رسيدن بدان كوتاه بود اى پروردگار من تو به من عطا كردى تو را ستايش كنم بسيار ، اى آمرزندهء گناه مرا بيامرز ، و دلم را ( نسبت به دنيا ) آنچنان خوشنود و راضى گردان كه بدان وسيله حوادث ناگوار دنيا و آخرت را بر من آسان گردانى خدايا آن درى كه گشايش و تندرستى و خير همگى در آن است آن در را پروردگارا به روى من بگشا و بدان راه راهنمائيم فرما ، و راه برون آمدنش را براى من آشكار ساز ، خدايا هر يك از بندگانت كه او را بر من نيروئى دادى و كارى از كارهاى مرا بدست او سپردى دلهاى آنها را از من برگير و نيز گوشهايشان و ديدگانشان را و از پشت سرشان و از پائين پايشان و از راستشان و از هر جا و بهر نحو و هر كجا كه خود ميدانى شر آنها را از من بر گير تا از هيچ يك از آنها شرى به من نرسد ، خدايا مرا در حفاظت و پناه خود در آور ، كه پناهندهء تو عزيز ( و نيرومند ) است و ثناى تو و الا است معبودى جز تو نيست بىعيب . و سلامت از تو است ، از تو خواهم اى صاحب جلالت و بزرگوارى رهائى گردنم ( و آزاديم ) را از آتش دوزخ ، و ديگر آنكه مرا در خانه‌ات خانهء سلامت جا دهى . خدايا از تو خير و خوبى خواهم همه‌اش را زودرس و ديررس آن را ، و پناه برم به تو از شر و بدى زودرس و ديررسش آنچه را ميدانم و آنچه را نميدانم و از تو خواهم خير را همه‌اش