او و كرسى و آنچه در زير آن است او را بدان بيگانگى ستودهاند ، و تنزيه خداى را بدان چه عرش او و كرسى و هر چه در زير آن است او را بدان منزه ساختهاند ، و خدا بزرگتر است بدان چه عرش او و كرسى و آنچه در زير آن است بدان او را ببزرگى ستودهاند ، و ستايش خداى را بدان چه خلقش ويرا بدان ستايش كردهاند ، و معبودى جز خدا بهر آنچه خلقش ويرا بيگانگى بدان ستودهاند ، و تنزيه خداى را بدان چه خلقش ويرا بدان تنزيه كردهاند ، و خدا بزرگتر است بهر آنچه خلقش ويرا ببزرگى بدان ستودهاند .
و ستايش خداى را بدان چه فرشتگانش ويرا بدان ستايش كردهاند « 2 » ، و تنزيه خداى را بدان چه فرشتگانش ويرا بدان تنزيه كردهاند ، و خدا بزرگتر است بدان چه فرشتگانش ويرا بدان ببزرگى ستودهاند .
و ستايش خداى را بدان چه آسمانها و زمينش او را بدان ستايش كردهاند ، و معبودى نيست جز خدا بدان چه آسمانها و زمينش او را بوسيلهء آن بيگانگى ستودهاند ، و تنزيه خداى را بدان چه آسمانها و زمينش او را بدان تنزيه كردهاند ، و خدا بزرگتر است بدان چه آسمانها و زمينش او را بوسيلهء آن ببزرگى ستودهاند .
و ستايش خداى را بدان چه رعد و برق و بارانش او را بدان وسيله ستايش كردهاند ، و معبودى نيست جز خدا بدان چه رعد و برق و بارانش او را بدان وسيله بيگانگى ستودهاند ، و تنزيه خداى را بدان چه رعد و برق و بارانش او را بدان وسيله ببزرگى ستودهاند .
و ستايش خداى را بدان چه كرسى او و هر آنچه عملش بدان احاطه كرده ويرا بدان ستايش كردهاند ، و معبودى نيست جز خدا بدان چه كرسى او و هر آنچه علمش بدان احاطه كرده ويرا بوسيلهء آن بيگانگى ستودهاند و تنزيه خداى را بدان چه كرسى او و هر آنچه علمش بدان احاطه كرده ويرا بدان وسيله تنزيه كردهاند ، و خدا بزرگتر است بدان چه كرسى او و هر آنچه
هامش
( 2 ) ظاهرا بقرينهء سياق يك جمله در اينجا افتاده باشد و آن اين است :
« و لا إله إلا الله بما هلل الله به ملائكته » ( يعنى معبودى نيست جز خدا بدان چه فرشتگانش ويرا به يگانگى بدان ستودهاند ) ولى چون در هر دو نسخه كه نزد ما بود اين جمله نبود ما هم تصرفى نكرده و به همان ترتيب ترجمه كرديم .