هر كه در ميانههاى درياها ، و هر كه در زير زمين ، و هر كه در ميان شرق و غرب عالم است ، منزهى تو كه چه اندازه بزرگى ، منزهى تو خدايا و ستايشت كنم معبودى جز تو نيست ، از تو آمرزش خواهم و بدرگاهت توبه كنم ، منزهى تو معبودى جز تو نيست ، از تو خواهم اجابت دعا و سپاسگزاريت را در سختى و آسانى ، منزهى تو خدايا و ستايشت كنم ، معبودى جز تو نيست ، تو بآسمانها نگريستى و طبقات آن را محكم ساختى ، و به تكيهگاه زمينهاى پست توجه فرمودى و اطراف آن را به سختى كشيدى ، منزهى تو ، و بدان چه در درياها و ميانههاى آنها بود نگريستى پس هر چه در آنها بود از روى هيبت و بيم از تو آشكار و هويدا شد ، منزهى تو ، و بدان چه خاور و باختر جهان بدان احاطه دارد و هم هوائى كه در ميان آن بود توجه فرمودى آنها از روى خشوع در برابرت و از روى فروتنى در پيشگاه ذات بزرگوارت كه بزرگترين ذوات است همگى خاضع و فروتن گشتند ، منزهى تو ، كه بود آن كس كه كمكت داد در آنگاه كه آسمانها را برافراشتى و بر عرش عظمت استيلا يافتى ؟ منزهى تو ، كه بود آن كس كه در پيشگاه تو حاضر بود در آن وقت كه زمين را گسترانيدى و آنگاه آن را كشيدى و سپس پهن كردى و بسترش ساختى ؟ پس كيست آنكه بر قدرت تو نيرو دارد ؟ منزهى تو ، كيست آنكه تو را ديدار كرد در آن وقتى كه كوهها را بر پا داشتى و پايههاى آن را از روى مهرى كه نسبت بخلق خود داشتى براى اهل آن محكم كردى ؟ منزهى تو ، كه بود آن كس كه تو را كمك داد در آنگاه كه درياها را شكافتى و زمين را محيط بدانها كردى ؟ منزهى تو معبودى جز تو نيست و بستايشت مشغولم ، كيست آن كس كه با تو ضديت كند و بر تو غالب آيد يا از ( قدرت ) تو سرپيچى كند يا از حكم و فرمان تو نجات يابد ؟ منزهى تو خدايا معبودى جز تو نيست ، آنگاه كه تو به ياد آئى از ترست ديدگان براى بيخبرى دلها بگريند ، منزهى
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 452
مساهمون: سيد هاشم رسولي محلاتى
ص٤٥٢