تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
فراموش كرده‌ام ، اى خدا ، اى خدا ، اى بخشاينده ، اى بخشاينده ، اى مهربان ، اى مهربان تنزيهت كنم خدايا و بستايشت مشغولم ، معبودى جز تو نيست ، از تو آمرزش خواهم و بدرگاهت توبه كنم ، توئى اى خداى من جايگاه هر شكايت ، و منتهاى هر حاجت ، و تو خلق خود را دستور دعا دادى و اجابت دعايشان را به عهده گرفتى ، براستى كه تو نزديك و اجابت‌كنندهء دعا هستى ، منزهى تو خدايا و ستايشت كنم ، براستى كه چه بزرگ است نام تو در ميان آسمانيان ، و چه اندازه ستوده است رفتار تو در زمينيان ، و فاش گشت خير و نيكى تو در صحرا و دريا ، تنزيهت گويم خدايا و ستايشت كنم معبودى جز تو نيست ، از تو آمرزش خواهم و بدرگاهت توبه كنم ، توئى مهرورز و روى هر شوق و رغبتى بآستان تو است ، باران فرو فرستى و روزيها را اندازه كنى ، و توئى قسمت‌كنندهء روزى ، و مقدركنندهء عمرها ، روزى دهندهء بندگان ، سيراب‌كنندهء سرزمينها برون آرندهء ميوه‌ها ، دارندهء بركتهاى بس بزرگ ، منزهى تو خدايا و ستايشت كنم معبودى جز تو نيست از تو آمرزش خواهم و بدرگاهت توبه كنم ، توئى فريادرس ، و بآستان تو است روى هر شوق و رغبت ، و توئى فرو فرستندهء باران ، بستايش تو تسبيح گويد رعد و نيز فرشتگان از بيم تو ، و هم عرش اعلى ، و ستون أسفل ، و هوا ، و آنچه ميان آن دو است ، و آنچه در زير خاك است ، و خورشيد و ماه و ستارگان ، و روشنى و تاريكى و نور ، و سايه و آفتاب ، منزهى تو كه كوهها را سير دهى ، و بادها ، را جريان دهى ، منزهى تو خدايا و ستايشت كنم ، معبودى جز تو نيست از تو آمرزش خواهم و بدرگاهت روى توبه آرم ، منزهى تو ، از تو خواهم بدان نامت كه از آن ترسند ، و عرش تو را برداشته است ، و هر كه در آسمانها و زمين تو است ، و هر كه در درياها و در هوا و هر كه در تاريكى و