دعاى آن حضرت عليه السّلام در شبها كه هر شب سه بار از اطاق بيرون مىآمد و زير آسمان ايستاده ميگفت
خدايا براستى من از همان علم تو ( كه به وضع و حال من دارى ) از گفتن اكتفا كردم ، و بكرم و بزرگواريت از سؤال و درخواست خوددارى نمودم ، توئى تكيهگاه و مايهء اميد من ، و بر تو است اعتماد من ، هر آنچه خواست تو است در بارهء من انجام ده ، خدايا من براى زيارت بدرگاهت آمده و خود را در معرض نيكى تو درآورده پس از نيكى خود آن را به من ده كه بدان وسيله مرا از نيكى جز خودت بىنياز گردانى اى كه به نيكى معروف هستى ، خدايا هميشه به من عافيت ( و تندرستى ) بخش تا مرا زنده دارى ، و بيامرزم آنگاه كه مرا بميرانى بنعمت بخشيت اى مهربانترين مهربانان .
دعاى آن حضرت عليه السّلام پس از ختم قرآن
خدايا گشاده گردان بوسيلهء قرآن سينهام را ، و به كار انداز بفرامين قرآن بدنم را ، و روشن كن به قرآن ديدهام ، و بازگردان به قرآن زبانم را ، و كمكم ده بر ( انجام دستورات ) قرآن تا زندهام دارى ، زيرا جنبش و نيروئى نيست جز به تو .