دعاى آن حضرت عليه السّلام در شب شنبه
اى كه در موارد بسيارى درگذرد از گناهان و بدان كيفرى ندهد ، رحم كن به بندهات ، اى خدا اى خدا ، ( و اى به حال ) خودم ! رحم كن به بندهات اى آقايم ، من بندهء تويم كه پيش روى تو هستم ، پروردگارا ، به حق خودت اى معبود من ، و بمقام وجوديت ، اى آرزويم ، اى اميدم ، اى فرياد رسم ، اى منتهاى اشتياقم ، اى روانكنندهء خون در رگهايم ، بندهات ، بندهات ، پيش روى تو است ، اى آقاى من ، اى مالك بندهاش ، اين بندهء تو است ، اى آقايم ، اى آقايم ، اى آرزوى من ، اى مالك من ، اى او . . .
پروردگارا ، پروردگارا ، پروردگارا ، بندهء توأم چارهاى ندارم ، و از خويشتن بىنياز نيستم ، قدرت دفع زيان و جلب سودى براى خود ندارم ، و كسى را ندارم كه بكارم آيد ( و كمكم كند ) ، و اسباب تدبير كار از دستم بيرون رفته ، و مظنهء هر كارى از كفم رفته ، دنيا تنها مرا بدرگاه تو آورده و من در اينجايگاه ايستادهام ، خدايا تو خود همهء اينها را به خوبى ميدانى پس چه ميخواهى با من انجام دهى ، اى كاش ميدانستم و نميدانم در پاسخ دعايم چه گوئى ، آيا ميگوئى : آرى ، يا ميگوئى : نه ؟
اگر بگوئى : نه ، پس واى بر من ، واى بر من ، واى بر من ، اى فرياد ، اى فرياد ، فرياد ، اى بدبختيم ، اى بدبختيم ، اى بدبختيم ، اى خواريم ، اى خواريم ، اى خواريم ، بكه ؟ و از كه ؟ يا پيش كه ؟ يا چگونه ؟ يا براى چه ؟ يا بچه چيز روى اميد برم ؟ و بكه اميدوار شوم ؟ و كيست كه چون تو مرا از درگاهت برانى وى بفضل خويش بر من رو كند ، اى گشاده آمرزش .
و اگر بگوئى : آرى - چنانچه گمان من همين است - پس خوشا بر حالم كه من خوشبخت و سعادتمندم ، خوشا بحالم كه من توانگر و بىنيازم ، خوشا بر احوالم كه من مورد ترحم و مهرم . اى رحمكننده ، اى رؤف ، اى