ساز خدايا براى هيبتت از گونههايم مشكهاى اشك ، و ادب كن خدايا سبك مغزى و تندخوئى مرا بمهارهاى قناعت ( يا خوارى در سؤال ) ، خدايا اگر رحمت تو در ابتدا از روى حسن توفيق بسراغ من نمىآمد پس چه كسى بود كه مرا در اين راه روشن بسويت آرد ، و اگر حلم و بردبارى تو مرا بدست آرزو و ميل سركش سپارد پس چه كسى لغزشهاى مرا از زمين خوردنهاى هوى و هوس ناديده بگيرد ، و اگر در هنگام جنگ با نفس و شيطان يارى تو ( شامل حالم ) نباشد مسلما همان يارى نكردنت مرا بدست رنج و حرمان سپارد ، خدايا تو به خوبى مرا مىبينى كه نزدت نيامدهام جز از راه آرزوها ، ( و آنها بود كه مرا بدرگاهت آورد ) يا شده كه بسر رشتههاى فضل و كرمت چنگ زنم جز وقتى كه گناهانم مرا از خانهء وصال دور سازد ، پس چه بد مركبى است اين مركب هوى و هوس كه نفس من بر آن سوار شده ، پس واى بر اين نفس كه گمانهاى باطل و آرزوهاى بيجايش در نزد او جلوه كرد ، و نابود باد كه بر آقا و مولاى خويش دليرى كرد ، خدايا من در رحمتت را بدست اميدم كوبيدم ، و از فرط هواهاى نفسانى با حال پناهندگى بسوى تو گريختم ، و بند كردم بسر رشتههاى كرمت انگشتان دوستيم را ، پس در - گذر خدايا از جرمهائى كه من از روى لغزش و خطا كردم ، و نگاهم دار از حملهء بيماريم كه ( دچار گشتهام ) زيرا كه توئى آقا و مولايم و تكيهگاه و اميدم ، و توئى منتهاى خواسته و آرمانم در دنيا و عقبايم ، خدايا چگونه برانى از درگاهت بيچارهاى را كه در حال فرار از گناهان به تو پناه آورده ، يا چگونه نوميد سازى راهجوئى را كه شتابان آهنگ حضرت ترا كرده ؟
يا چگونه بازگردانى تشنهاى را كه براى نوشيدن ( آب ) بر سر حوضهاى تو آمده ؟ نه هرگز چنين نخواهى كرد با اينكه حوضهاى ( پر فيضت ) در سخت ترين خشكساليها لبريز است ، و در خانهات براى خواستن و ورود باز است ، و توئى انتهاى خواستهء ( خواستاران ) ، و منتهاى آرزوى ( آرزومندان ) ،
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 294
مساهمون: سيد هاشم رسولي محلاتى
ص٢٩٤