تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣

دعاى صباح

بنام خداوند بخشايندهء مهربان خدايا اى كسى كه بيرون كشيد زبان صبحدم را ببيان تابناك آن ، و پراكنده ساخت پاره‌هاى شب تاريك را با آن توده‌هاى سياه سرگردانى كه داشت ، و محكم ساخت ساختمان اين چرخ گردون را در اندازه‌ها و گردشهاى زيبايش ، و پرتو افكن ساخت تابش خورشيد را با نور فروزان و گرم آن ، اى كه راهنمائى كرد بر خودش به خودش ، و منزه است از همجنسى ( و مشابهت با ) مخلوقش و برتر است از سنخيت يا چگونگيهاى عالم خلقت ، اى كسى كه نزديك است بگمانهائى كه ( در باره او ) بر دل خطور كند ، ولى دور است از چشم انداز ديدگان ، و ميداند آنچه را شود پيش از شدنش ، اى كسى كه مرا در گهوارهء آسايش و امنيت خود بخواب برد ، و براى استفادهء از نعمتها و بخششهاى بيدريغش كه به من ارزانى داشته بيدارم كرد ، و پنجه‌هاى بدخواهان را بدست قدرت و سلطنت خويش از من باز داشته ، درود فرست بر آن راهنماى بسوى تو در شب بسيار تار ( جاهليت ) ، و آن كس كه در ميان اسباب و وسايل تو بلندترين ريسمان شرف را گرفت ، و آن كس كه حسب پاك و خالصش بر بلندترين شانه‌هاى مردان عالم قرار داشت ، و آن ثابت قدم بر روى لغزشگاهها در آن زمان پيشين ، و بر خاندان نيكوكار برگزيدهء خوش كردارش ، و بگشا خدايا لنگه‌هاى در بامدادان را به كليدهاى رحمت و رستگارى ، و بپوشانم خدايا از بهترين خلعتهاى هدايت و شايستگى و بجوشان خدايا بعظمت خويش در جويبار دلم چشمه‌هاى خشوع ، و جارى