تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
شكنجه‌هاى خشم خود را بر من مبار ، و نعمتهاى خود را بر من دگرگون مساز ، و مرا از تمسك برشته‌هاى محكم وامگذار ، كه اگر من همهء احسانهاى تو و نعمتهايت را در خود از ياد برم جز همان عفو و گذشتت را از گناهانم ، و استجابت دعايم را در وقتى كه سرم را بستايش و تمجيد تو بلند كنم ، مرا كافى است ( كه پيوسته تو را سپاس گويم ) . ( خدايا ) نه اگر بهرهء مرا در تقدير خود بيفزائى از دارائى تو چيزى كم شود ، و نه وقتى روزيم را در وقت قسمت ارزاق تنگ مقرر دارى بدارائيت افزوده گردد . خدايا تو را ستايش بشمارهء آنچه دانشت بدان احاطه دارد ، و بشمارهء هر چه قدرتت آن را درك كند ، و بشمارهء آنچه رحمتت آن را فرا گيرد ، و چندين برابر همهء اينها ( كه گفتم ) ستايشى پيوسته و پى در پى و هموزن با نعمتها و نامهايت . خدايا احسانى را كه بر من كرده‌اى در باقيماندهء عمرم نيز كامل گردان چنانچه در گذشتهء عمرم به من احسان فرموده‌اى ، چون كه من بدرگاه تو توسل جويم بوسيلهء يكتاپرستيت ، و تهليل و تمجيد و تكبير و تعظيم تو و از تو خواهم به حق آن نامت كه آن را از آنها آفريده‌اى و جز بنزد خودت بنزد كسى ديگر نرود ، و از تو خواهم به حق نامت : آن روح پنهان در گنجينه ، آن زندهء زندهء زنده ، بدان نام ، و بدان نام ، و به حق ذات خودت و به حق خودت و به حق خودت - كه مرا از عطاى خود و بهره‌هاى كرم و بزرگواريت محرومم مفرمائى ، و كارم را به ديگرى جز خودت واگذار منمائى ، و بدست دشمنم مسپارى ، و مرا بخودم وامگذارى ، و كاملترين احسان را در آينده و نزديك به من بفرمائى ، و كردارم را در دنيا نيكو گردان و بآرزويم در اين دنيا و در آن سراى برسان ، و خير و خوبى را در بازگشتگاهم قرار ده ، زيرا بهر اندازه هم كه فضل و كرم تو بر بندگانت ريزان باشد و از نعمتهايت بر آنها عطا شود ، و تو را نيازمند و فقير نگرداند ، و كوتاهى كردن من در سپاسگزارى