پاكان پاكيزه ، و ( ثانيا ) خير دنيا و آخرت را به روى من بگشائى ، و اين فتنهاى را كه بر من موكل گشته از من بپوشانى ( و بگردانى ) و آن را بر من مسلط نگردانى كه مرا به هلاكت رساند ، و چشم بر همزدنى مرا به كسى وامگذارى كه از ( ادارهء ) من ناتوان گردد ، و از بهشت مرا محروم نكنى ، و به من رحم كنى ، و مسلمانم بميرانى ، و بشايستگانم ملحق سازى ، و بوسيلهء حلال مرا از حرام كفايت فرمائى ، و به پاك از ناپاك بازم دارى ، اى مهربانترين مهربانان .
خدايا دلها را روى ارادهء خويش آفريدى ، و خردها را بر معرفت و شناسائى خودت خلق فرمودى ، پس خردها از ترس تو پريشان و مضطرب گشته ، و دلها باشتياق تو بانگ در آورده ، و طاقت قدرت عقول از ثناى پرتو كوتاه آمده ، و الفاظ از مقدار خوبيهاى تو منقطع گشته ، و زبانها از شمارهء نعمتهاى تو كند گشته ، پس هر گاه در راههاى بحث از وصف تو درآيد ، سرگردانى و حيرت عجز از ادراك وصف تو بر او چيره گردد ، و همچنان در كوتاهى خود از گذشتن آن حدى را كه برايش معين فرموده بودى سرگردان است ، زيرا حق نداشت از آنچه دستورش داده بودى تجاوز كند .
پس اين زبانها با همان قدرتى كه بدانها دادهاى بخاطر نعمتهائى كه به آنها رساندهاى تو را ستايش كنند ، و بواسطهء همان عطائى كه بر آنها كردهاى باز است ، و البته تو را بر هر يك از بندگانت كه او را ببندگى بر - گرفتهاى اين حق مسلم است كه از ستايش تو خسته نشوند و اگر چه ستايشها كوتاه است از اينكه شكر تو را در برابر آن نعمتها كه به بندگانت دادهاى بجا آورند ، ولى ستايشگران هر يك باندازهء كوشش و طاقت خود ستايشت كنند ، و تقصيركاران نيز باميد عفو تو چنگ زنند ، و ترسناكان بپروردگارى تو احساس ترس كنند ، و جويندگان ، اشتياق به تو را قصد دارند و نيكوكاران
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 244
مساهمون: سيد هاشم رسولي محلاتى
ص٢٤٤