چه نزديكست سختى حاجت بنعمت ومرگ بزندگى ، مراد اينست كه بفراوانى نعمت مغرور نبايد شد وشكر آن را بايد بجا آورد واگر نه باندك چيزى مبدّل شود بسختى حاجت وتنگى حال ، وهمچنين در هر حال از مرگ غافل نبايد بود ودر تهيّهء آن بايد بود زيرا كه كمال نزديكى دارد بزندگى وهر لحظه احتمال آن مىرود .
9580
ما أخلص المودّة من لم ينصح .
خالص نكرده دوستى را كسى كه نصيحت نكرده يعنى در جائى كه حاجتي بنصيحت بوده .
9581
ما أكمل السّيادة من لم يسمح .
كامل نكرده مهترى را كسى كه جود وكرم نكرده .
9582
ما أفحش حليم .
فحش نگفته هيچ بردبارى .
9583
ما أوحش كريم .
رم نداده هيچ كريمى ، يعنى رم نداده مردم را از خود ببد سلوكى ، يا اين كه وحشى نگشته هيچ كريمى ، يعنى چنين نشود كه مردم از دور أو روند وتنها ماند ، ومراد به « كريم » صاحب جودست يا شخص گرامى بلند مرتبه .
9584
ما جار شريف .
ستم نكرده هيچ شريفى ، يعنى بلند مرتبهء .
9585
ما زنى عفيف .
زنا نكرده هيچ عفيفي ، « عفيف » كسى را گويند كه از حرام باز ايستد ،