امر نكرده خداى سبحانه بچيزى مگر اين كه ويارى كرده بر آن .
9573
ما نهى اللَّه سبحانه عن شيء الّا وأغنى عنه .
نهى كرده خداى سبحانه از چيزى مگر اين كه وبي نياز كرده از آن .
9574
ما حصّن الدّول بمثل العدل .
محكم نگاهداشته نشده دولتها بچيزى مثل عدل .
9575
ما اجتلب سخط اللَّه بمثل البخل .
كشيده نشده خشم خدا بچيزى مثل بخيلى يعنى جلب خشم خدا بآن زيادة از هر خويى مىشود زيرا كه آن مانع از اداى حقوق مردم وبسيارى از حقوق الهى مىشود ودر اخلاق ديگر چنين خلقي نيست .
9576
ما آمن باللَّه من قطع رحمه .
ايمان نياورده بخدا كسى كه ببرّد از خويش خود يعنى صلهء أو را بجا نياورد وبنا بر مشهور كه أعمال داخل در ايمان نباشد مراد ايمان كامل است .
9577
ما أيقن باللَّه من لم يرع عهوده وذمّته .
يقين نكرده بخدا كسى كه رعايت نكرده عهدهاى خود را وپيمانهاى خود را .
9578
ما حفظت الاخوّة بمثل المواساة .
نگاهداشته نشده برادرى بچيزى مثل مواسات ، مراد به « مواسات » چنانكه مكرّر مذكور شد برابر دانستن كسيست با خود در مال خود ومضايقه نكردن آن از أو بهر نحو كه خواهد وظاهرست كه هر كه با كسى اين نحو سلوك كند برادرى ميانهء ايشان محكم باشد وخللى بآن نرسد .
9579
ما أقرب البؤس من النّعيم ، والموت من الحياة .