9392
من سعادة المرء أن يضع معروفه عند أهله .
از نيكبختى مردست اين كه بگذارد احسان خود را نزد أهل آن ، يعنى اين كه احسانى كه كند بأهل آن باشد .
9393
من توفيق الحرّ « 1 » اكتسابه المال من حلّه .
از توفيق مرد آزاده است كسب كردن أو مال را از ممرّ حلال آن .
9394
من الحمق العجلة قبل الامكان .
از حماقتست شتاب كردن در كارى پيش از مقدور بودن آن .
9395
من الحمق الدّالّة على السّلطان .
از حماقتست ناز كردن بر پادشاه ، زيرا كه طبع پادشاهان بسيار نازكست وناز كسى را نمىكشند ، كسى هر چند عزيز وبزرگ مرتبه باشد نزد پادشاه ممكن است كه بيك ناز كردن در معرض غضب در آيد .
9396
من الكرم حسن الشّيم .
از كرم وبلندى مرتبه است نيكوئى خويها وخصلتها .
9397
من أشرف الشّيم حياطة الذمّم .
از بلند مرتبهترين خويها نگهدارى عهد وپيمانهاست .
9398
من أفضل المروّة صيانة الحزم .
از افزونترين مروّت وآدميّت نگهدارى ورعايت دور انديشى است .
9399
من الحزم صحّة العزم .
هامش
( 1 ) در نسخهء بمبئي بجاى « الحرّ » : « المرء » ضبط شده ( ص 349 ، س 1 ) .