توفيق داده نشده كسى كه بخيلى كند بر نفس خود بمال خود ، وپس اندازد مال خود را از براي غير خود .
7536
لم ينل أحد من الدّنيا حبرة الّا اعقبته عبرة .
نرسيده احدى از دنيا بحبرهء مگر اين كه در پس آورده دنيا أو را عبرهء . « حبره » بفتح حاء بىنقطه وسكون باء يك نقطهء زير بمعنى سرور وشاديست ، و « عبره » بفتح عين بىنقطه وسكون باء يك نقطهء زير بمعنى اندوه است يا أشك پيش از اين كه روان شود يا تردّد گريه در سينه ، ومراد مذمّت دنياست واين كه هيچ شادى أو نيست كه در عقب اندوهى نداشته باشد .
7537
لم يتعرّ من الشرّ من لم يتجلبب الخير .
برهنه نشده از شرّ كسى كه پيراهن نكرده خير را ، مراد اينست كه آدمي كردن كار خير را بايد كه لازم خود سازد مانند پيراهن تن خود كه تا چنين نكند بالكلية عارى از شرّ وبدى نباشد ، يا باعتبار اين كه همين جداشدن از خير گاهى بدى وشرّيست هر چند هيچ بدى وشرّى ديگر از أو صادر نشود ، ويا باعتبار اين كه تا كسى چنان نباشد در واقع نشود كه بالكلية شرّ از أو صادر نشود .
7538
لم يعدم النّصر من انتصر بالصّبر .
ناياب نكرده يارى را كسى كه يارى جسته بصبر ، يعنى كسى كه يارى جويد بصبر نمىشود كه صبر يارى أو نكند وأو را بمطلب نرساند .
7539
لم يصف اللّه سبحانه الدّنيا لأوليائه ، ولم يضنّ بها على أعدائه .
صاف نگردانيده خداى سبحانه دنيا را از براي دوستان خود ، وبخيلى نكرده بآن بر دشمنان خود ، غرض بيان خوارى وبىاعتبارى دنياست نزد حق تعالى ، واين كه از براي آن صاف نگردانيده آنرا از براي دوستان خود وآميخته بكدورات وآلام