7508
ليس شيء احمد عاقبة ولا الذّ مغبّة ولا ادفع لسوء أدب ولا اعون على درك مطلب من الصّبر .
نيست چيزى ستوده شدهتر بحسب عاقبت ، ونه لذيذتر بحسب مغبت ، ونه دفع كنندهتر مربدى أدب را ، ونه يارى كنندهتر بر دريافتن مطلبي از صبر ، « مغبه » نيز بمعنى عاقبت است ، و « مربدى أدب را » يعنى بىادبى كردن مردم را نسبت باو .
7509
ليس مع الخلاف ايتلاف .
نيست با مخالفت التيامى ، غرض اينست كه اگر دو كس خواهند كه ميانهء ايشان اجتماع والتيامى باشد بايد كه موافقت كنند با يكديگر ومخالفت نكنند واگر نه التيام حاصل نشود واگر بوده باشد زايل شود .
7510
ليس مع الشّره عفاف .
نيست با غلبهء حرص پرهيزگاريى .
7511
ليس في سرف شرف .
نيست در هيچ سرفى شرفى ، « سرف » بسين بىنقطه بمعنى اسراف است وبشين با نقطه بمعنى بلندى مرتبه ، ومراد اينست كه اسراف شرفى نيست چنانكه مسرفان گمان ميكنند ، يا اين كه شرفى با آن باقي نمىماند بلكه بزودى باعث خوارى وپستى مرتبه مىگردد .
7512
ليس في اقتصاد تلف .
نيست در ميانه رويى تلفى ، يعنى ميانهروى باعث تلفى نمىشود بخلاف اسراف كه توانگرى ومال را تلف كند وباعث تلف دين نيز مىشود باعتبار حرمت آن في نفسه ، وبسبب اين نيز كه مىدارد آدمي را بر كسبهاى حرام يا شبههناك .
7513
ليس من خالط الأشرار بذى معقول .