أهل ظلم كه ميل بايشان در توسّل ومنسوب شدن بايشان بد باشد اين معنى نيز بايد كه بعمل نيايد .
9217
من طال صبره حرج صدره .
هر كه دراز كشد صبر أو تنگ شود سينهء أو ، مراد بيان عذريست از براي چنين كسى اگر بدخوئى كند ، يا ترغيب در لطف ومهربانى با أو .
9218
من سكن الوفاء صدره أمن النّاس غدره .
هر كه قرار گيرد وفا در سينهء أو أيمن گردند مردم از بيوفائى أو ، يعنى بمجرّد اين كه كسى وفادارى را در سينهء خود قرار دهد وعزم آن داشته باشد ، با آنكه امريست نهاني اثر كند در دلهاى مردم وأيمن گردند از بيوفائى أو ودوست گردند با أو ، وممكن است كه « النّاس » بفتح سين خوانده شود وترجمه اين باشد كه : هر كه ساكن شود وفا در سينهء أو أيمن گردد از مردم از بيوفائى يعنى از اين كه مردم بيوفائى كنند باو ، واوّل ظاهرترست بحسب لفظ ودويم بحسب معنى چنانكه پوشيده نيست .
9219
من غرس في نفسه محبّة أنواع الطّعام اجتنى ثمار فنون الأسقام .
هر كه بكارد در نفس خود دوستى أنواع خوردنيها را بچيند ميوههاى أقسام أسقام وبيماريها را .
9220
من أعان على مسلم فقد برئ من الاسلام .
هر كه يارى كند بر مسلمانى پس بتحقيق كه بيزار شده از مسلمانى ، مراد يارىكردن كسيست بر كشتن مسلمانى ، يا بر مطلق ضرر رساندن بمسلمانى ، واوّل ظاهرترست بنا بر مبالغهء كه در ذمّ أو واقع شده ، وبر هر تقدير مراد اينست كه : بمنزلهء اينست كه بيزار شده باشد از مسلمانى وبيرون رفته باشد از آن ، يا اين كه بيزار شده از مسلمانى كامل نه اين كه در حقيقت بيرون رود از مطلق مسلمانى ، زيرا كه شرعا حكم بكفر قاتل مسلمان نشده چه جاى يارى كنندهء أو ، يا يارى كننده بر مطلق ضرر أو .