تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
كه دوست بايد كه صاف باشد با دوست وغشّ نكند هرگاه خلاف آن كند عذر أو را نبايد شنيد .

9152

من غشّك في عداوته فلا تلمه ولا تعذله . هر كه غشّ كند با تو وناصاف باشد در دشمنى تو پس ملامت مكن أو را وسرزنش مكن أو را زيرا كه دشمن با دشمن چنين باشد دوست غشّ نبايد كه بكند چنانكه در فقرهء سابق مذكور شد .

9153

من أيس من شيء سلا عنه . هر كه نوميد شود از چيزى فراموش كند آنرا ، مراد اينست كه نوميدى هم راحتيست هر كه نوميد شد از چيزى فراموش كند آن را واز تعب وزحمت سعى از براي آن فارغ گردد .

9154

من صدقت لهجته صحّت حجّته . هر كه راست باشد زبان أو صحيح باشد برهان أو ، يعنى همان راستى أو در واقع حجّت وبرهانيست از براي أو بر آنچه دعوى كند بعنوانى كه از قماش سخن أو صحّت قول أو را مىتوان استنباط كرد ، يا اين كه كسى كه : راست گويد كسى را حجّتى بر أو نباشد ، هر اعتراضى كه بر أو كنند هرگاه گويد كه من راستى گفته‌ام ومعلوم شود راستى أو ، حجّت أو صحيح باشد وكسى را بر أو حجّتى نباشد .

9155

من عطف عليه الليل والنّهار أبلياه . هر كه بگذرد بر أو شب وروز كهنه كنند أو را ، غرض تنبيه آدميست بر اين كه شب وروز نمىشود كه كهنه نكند أو را واز كار نيندازد ، پس تا مىتواند كارى كرد بايد فرصت را غنيمت شمارد وتهيّهء توشهء آخرت خود بگيرد .