از نور بصيرت ، مراد به « حكمت » علم راست درست است ، وبه « بصيرت » بينائى در أمور ودريافت آنها بر نهج حق .
7364
ليست الانساب بالآباء والأمهات لكنّها بالفضائل المحمودات .
نيست نسبها بپدران ومادران ليكن آنها بفضيلتهاى ستوده شده است ، يعنى نسبها كه به آنها فخر توان كرد بانتساب بپدران ومادران بزرگ بلند مرتبه نيست بلكه بانتساب بفضيلتهاى ستوده شده است كه در خود باشد .
7365
للمؤمن عقل وفىّ ، وحلم مرضىّ ، ورغبة في الحسنات ، وفرار « 1 » من السّيّئات .
از براي مؤمن عقليست تمام ، وبردباريست پسنديده شده ، ورغبتيست در حسنات ، وگريختنيست از سيّئات ، « سيّئات » بمعنى گناهانست و « حسنات » مقابل آنهاست كه أفعال خير باشد .
7366
لتعطفن علينا الدّنيا بعد شماسها عطف الضروس على ولدها .
هر آينه مهربان خواهد شد بر ما دنيا بعد از چموشى آن مهربانى ضروس بر بچهء خود ، « ضروس » شتر بدخوئى را گويند كه دندان بگيرد دوشندهء خود را ، ومراد اينست كه دنيا بعد از سركشى كه با ما دارد مانند أسب چموشى كه نگذارد كه كسى سوار آن شود مهربان خواهد شد مانند مهربانى ضروس بر بچهء خود ، يعنى نهايت مهربانى چه ممانعت آن از دوشيدن از راه كمال شفقت آنست بر ولد خود .
وممكن است كه وصف آن به « چموشى » باعتبار مطلق بدخوئى آن باشد بالطبع مانند أسب چموش وتشبيه آن بعد از آن به « ضروس » اشاره باشد بمهربان شدن آن با ايشان بعد از آن مانند مهربانى ضروس با ولد خود با وجود بدخوئى آن بالطبع ، واين يا اخباريست
هامش
( 1 ) در منتهى الإرب گفته : « فرّ فلان ( كضرب ) فرّا بالفتح وفرارا بالكسر ومفرّا بفتح الفاء وكسرها گريخت وپويه دويد » .