تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
آنرا بر خداى سبحانه ، وبريده شود از أو بسوى آن وبگردد بندهء آن .

9031

من أعطى في اللَّه ، ومنع في اللَّه ، وأحبّ في اللَّه ، وأبغض في اللَّه فقد استكمل الايمان . هر كه عطا كند در راه خدا ، ومنع كند در راه خدا ، ودوست دارد در راه خدا ، ودشمن دارد در راه خدا ، پس بتحقيق كه كامل گردانيده ايمان را .

9032

من بدأ بالعطيّة من « 1 » غير طلب ، وأكمل المعروف من غير امتنان فقد أكمل الاحسان . هر كه ابتدأ كند بخيرى كه عطا كند بي اين كه از أو بطلبند ، وكامل گرداند دهش را بىمنّت گذاشتن ، پس بتحقيق كه كامل گردانيده احسان را .

9033

من شغل نفسه بغير نفسه تحيّر في الظّلمات وارتبك في الهلكات . هر كه مشغول سازد نفس خود را بغير نفس خود ، حيران گردد در تاريكيها وگرفتار گردد در هلاكتها ، يعنى هر كه مشغول سازد نفس خود را بأمري كه مانع شود أو را از رسيدن بأحوال نفس خود وكامل گردانيدن آن بعلم وعمل حيران گردد در تاريكيهاى گمراهى وجهالت كه شايعست استعارهء تاريكى از براي آنها يا تاريكى قبر ومنازل جهنّم .

9034

من لم يعرف نفسه بعد عن سبيل النّجاة ، وخبط في الضّلال والجهالات . هر كه نشناسد نفس خود را دور گردد از راه رستگارى ، وبيندازد خود را در گمراهى ونادانيها ، ظاهر اينست كه مراد به « نشناختن نفس خود » در اينجا اينست كه قدر وپايهء خود را نداند واز حدّ خود تجاوز كند بطغيان وسركشى
هامش
( 1 ) اين كلمه در نسخهء شارح ( ره ) : « في » ضبط شده است در صورتي كه در هر دو نسخهء چاپى « من » است كما في المتن ، وأسلوب عبارت نيز مؤيّد آنست .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 426 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)