تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
هر كه فرا گيرد ما را دوست خود يا پيشوا وامام خود ، پس بپوشد از براي محنتها پوستى ، يعنى محنتها رو بياورد باو كه پوستى كه دارد تاب آنها نياورد بايد كه پوست ديگر بپوشد ، وغرض مبالغه در شدّت آن محنتهاست چنانكه گويا پوست ديگر از براي آنها در كارست .

9039

من لم يدع وهو محمود يدع وهو مذموم . هر كه وانگذارد وحال آنكه ستايش كرده شود واگذارد وحال آنكه مذمّت كرده شود ، يعنى هر كه وانگذارد مال را واز سر آن نگذرد بصرف آن در وجوه خيرات وحال آنكه ستايش كرده شود اگر چنان كند ، آخر واگذارد بمرگ ومذمّت كرده شود كه آن را واگذاشت بديگرى وخود از آن بهره نبرد « 1 » .

9040

من لم يقدّم ماله لآخرته وهو مأجور خلّفه وهو مأثوم « 2 » . هر كه پيش نفرستد مال خود را وحال آنكه أو اجر داده شود پس از خود گذارد آن را وحال آنكه گنهكار باشد ، اين هم مضمون فقرهء سابقست ، و « گنهكار بودن أو » باعتبار اينست كه حقوق واجبهء آن را نداده وامّا كسى كه حقوق واجبهء آن را داده باشد امّا در وجوه خيرات ديگر بذل نكرده باشد پس أو پيش انداخته از براي آخرت خود وگنهكار نباشد ، نهايت اگر مال بسيارى واگذارد حيف وجورى بر خود كرده كه قدرى ديگر نيز در آن وجوه صرف نكرده باشد كه باعث زيادتى حسنات أو باشد .

9041

من لم يصحبك معينا على نفسك فصحبته وبال عليك ان علمت .
هامش
( 1 ) در اين باب نيكو سروده‌اند :« در اوّل چو خواهى كنى جمع مال * بسى رنج بر خويش بايد گماشت » « پس از بهر آن تا بماند بجاى * شب وروز مىبايدت پاس داشت » « أزين جمله آن حال مشكلترست * كه آخر بحسرت ببايد گذاشت »( 2 ) از بعضي نسخ بر مىآيد كه اين كلمه « مأزور » است وآن نيز بمعنى گنهكار است .