تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
هر كه رخصت دهد مر نفس خود را ببرد أو را در راههاى تاريكى ، يعنى رخصت دهد نفس خود را در آنچه خواهد ومنع نكند از آنها ، ومراد به « تاريكى » تاريكى گمراهى وعصيانست .

9022

من داهن نفسه هجمت به على المعاصي المحرّمة . هر كه مساهله كند با نفس خود ناگاه فرود آرد أو را بر معاصي حرام گردانيده شده .

9023

من كان غرضه الباطل لم يدرك الحقّ ولو كان أشهر من الشّمس . هر كه بوده باشد غرض أو باطل در نيابد حقّ را وهر چند بوده باشد مشهورتر از آفتاب ، يعنى هر كه خواهش باطل وميل بآن داشته باشد يعنى خواهش امرى داشته باشد كه آن در واقع باطل باشد هر چند أو بطلان آنرا نداند در آن باب حقّ را در نيابد هر چند در كمال وضوح وظهور باشد بلكه هر چه از دلائل وامارات آن بيند در صدد تأويل آن در آيد تا منافاتى با آن باطلى كه خواهش آن دارد نداشته باشد پس اگر كسى خواهد كه بحقّ برسد بايد كه خود را بىغرض سازد وخواهش يك طرف را از خود سلب نمايد وطلب كند تا حقّ بر أو ظاهر گردد .

9024

من كان مقصده الحقّ أدركه ولو كان كثير اللبس . هر كه بوده باشد مقصد أو حقّ دريابد آنرا وهر چند بسيار پوشيدگى باشد يعنى هرگاه مقصد كسى در مطلبي اين باشد كه آنچه حقّ است در آن باب در واقع بآن برسد وخواهش اين نداشته باشد كه حقّ فلان باشد يا فلان بلكه هر يك كه حقّ باشد أو آنرا خواهد وطلب كند دريابد حقّ را وهر چند پوشيدگى زياد داشته باشد .

9025

من لم يتدارك نفسه باصلاحها أعضل داؤه وأعيى شفاؤه وعدم الطّبيب .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 423 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)