سالم ماند از مصيبتها از جانب ايشان يعنى از اين كه از جانب ايشان مصيبتى باو رسد ، يا از مصيبتها كه از ايشان باو رسد اگر چنين سلوك نكند ونزاع ودشمنى كند با ايشان .
8863
من انتقم من الجاني أبطل فضله في الدّنيا وفاته ثواب الآخرة .
هر كه انتقام كشد از گنهكار وعفو نكند باطل كند فضل وافزونى مرتبهء خود را در دنيا وفوت شود أو را ثواب آخرت .
8864
من اتّخذ طاعة اللَّه بضاعة أتته الأرباح من غير تجارة .
هر كه فرا گيرد فرمانبردارى خدا را سرمايهء خود بيايد أو را سودها بىتجارتى .
8865
من أنكر عيوب النّاس ورضيها لنفسه فذلك الأحمق .
هر كه بد شمارد عيبهاى مردم را وراضى باشد به آنها از براي نفس خود پس أو أحمق است .
8866
من أزرى على غيره بما يأتيه فذلك الأخرق .
هر كه عيب كند بر غير خود به آن چه خود ميكند آنرا پس أو اخرقست يعنى كم عقل وأحمق ، واين نيز مضمون فقرهء سابقست وتأكيدست .
8867
من اقتصر على الكفاف تعجّل الرّاحة وتبوّ أخفض الدّعة .
هر كه اقتصار كند بر كفاف تعجيل كند آسايش را وفرود آيد خفض دعت را مراد به « اقتصار كردن بر كفاف » اكتفا كردن بقدريست از روزى كه بس باشد وطلب زياد بر آن نكردن ، و « خفض » و « دعت » هر دو بمعنى آسانى ورفاهيت عيش وزندگانى است وغرض تأكيد است يا مراد اينست كه فرود آيد وجا گيرد در آسانترين ورفاهيت دارترين عيشهاى آسان وبا رفاهيت .