هر كه برسد بنهايت آنچه دوست دارد پس متوقّع باشد غايت آنچه را ناخوش دارد ، يعنى آمادهء آن باشد ورسيدن آن را بر خود قرار دهد كه رسم وعادت دنيا اينست چنانكه بتجربه معلوم مىشود .
8807
من دقّ في الدّين نظره جلّ يوم القيامة خطره .
هر كه دقيق باشد در دين نظر أو بزرگ باشد روز قيامت شرف أو ، مراد دقيق وباريك بودن نظر وفكر اوست در عقايد ومسائل دين يا در ديندارى وحفظ دين خود .
8808
من سلّ سيف العدوان سلب عزّ السّلطان .
هر كه از غلاف بكشد شمشير ستم را گرفته شود از أو عزّت وغلبهء سلطنت .
8809
من حرم « 1 » السّائل مع القدرة عوقب بالحرمان .
هر كه محروم كند سائل را با قدرت عقاب كرده شود بحرمان يعنى محرومى از فضل ولطف حقّ تعالى .
8810
من جار في سلطانه عدّ من عوادى زمانه .
هر كه ستم كند در سلطنت خود شمرده مىشود از عوادى زمان أو ، يعنى مصيبتهاى آن يا از دشمنان آن ، چه أو زمان خود را فاسد وتباه كند ، پس گويا از دشمنان آنست ، يا اين كه شمرده شود از دشمنان روزگار خود از براي خود .
8811
من استوحش عن النّاس أنس « 2 » باللَّه سبحانه .
هر كه وحشت كند از مردم انس گيرد بخداى سبحانه .
8812
من اغتّر بنفسه أسلمته إلى المعاطب .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) راء « حرم » را بفتح وكسر ضبط كرده وبر روى آن « معا » نوشته است .
( 2 ) اندكى پيش گذشت ( ص 369 ) كه « انس » بحركات سهگانهء نون درست است .