هر كه انس بگيرد بتلاوت قرآن بوحشت نيندازد أو را جدائى برادران .
8791
من شكا ضرّه إلى غير مؤمن فكأنّما شكا اللَّه سبحانه .
هر كه شكوه كند بدى حال خود را بسوى غير مؤمني پس گوئيا شكوه كند خداى سبحانه را .
8792
من شكا ضرّه إلى مؤمن فكأنّما شكا إلى اللَّه سبحانه .
هر كه شكوه كند بدى حال خود را بسوى مؤمني پس گوئيا شكوه كند بسوى خداى سبحانه ، زيرا كه حقّ تعالى چون مؤمن دوست اوست رخصت داده بشكوه واظهار بدى حال خود نزد أو ، تا اين كه أو رفع آن نمايد ، بلكه ترغيب فرموده در آن وآن را يكى از وسائل گردانيده از براي بندگان خود ، پس شكوه نزد أو چون باذن وفرمان حقّ تعالى است ونزد بندگان دوست اوست بمنزلهء شكوه نزد اوست تعالى شأنه ، بخلاف غير مؤمن كه أو دشمن خداست ، وظاهرست كه شكوهء بندهء كسى نزد دشمن أو بمنزلهء شكوه از اوست .
8793
من عظّم صغار المصائب ابتلاه اللَّه بكبارها .
هر كه عظيم شمارد مصيبتهاى كوچك را مبتلى گرداند أو را خدا بمصيبتهاى بزرگ .
8794
من أطاع نفسه في شهواتها فقد أعانها على هلكها .
هر كه فرمان برد نفس خود را در خواهشهاى آن پس بتحقيق كه يارى كرده آنرا بر هلاكت آن .
8795
من أخّر الفرصة عن وقتها فليكن على ثقة من فوتها .
هر كه پس اندازد فرصت را از وقت آن پس بايد كه بوده باشد بر اعتماد از فوت آن ، مراد منع از تأخير فرصت است واين كه كسى كه تأخير كند بايد كه قرار دهد بر خود فوت آن را ، زيرا كه غالب اينست كه همين كه تأخير شود كارى