8004
من كثرت زيارته قلّت بشاشته .
هر كه بسيار باشد زيارة أو كم باشد بشاشت أو ، مراد منع از بسيار رفتن بزيارت وديدن كسيست واين كه كسى كه بديدن أو كسى بسيار رود ملول مىشود وبشاشت وگشاده روئى أو با أو كم شود .
8005
من حفظ لسانه أكرم نفسه .
هر كه نگاهدارد زبان خود را گرامى گرداند نفس خود را .
8006
من اتّبع هواه اردى نفسه .
هر كه پيروى كند هوا وهوس خود را هلاك گرداند نفس خود را .
8007
من عرف نفسه جلّ أمره .
هر كه بشناسد نفس خود را بزرگ شود أمر أو ، يعنى شأن ومرتبهء أو ، وظاهر اينست كه مراد به « شناختن نفس خود » در اينجا اينست كه قدر وپايهء خود را داند واز آن تجاوز نكند .
8008
من غشّ نفسه لم ينصح غيره .
هر كه غشّ كند با نفس خود خالص نباشد با غير خود ، مراد به « غشّ كردن با نفس خود » اينست كه واگذارد آنرا ومنع نكند از معاصي ، چه كسى كه چنين كند در حقيقت دوست خالص نيست با أو وغشّ دارد .
8009
من عرف بالصّدق جاز كذبه .
هر كه شناخته شود براستگوئى روان شود دروغ أو ، يعنى اگر بالفرض گاهى دروغى گويد مردم قبول كنند آن را وجارى گردد ، بر عكس كسى كه شناخته شود بدروغگوئى
چنانكه فرموده :