كسيست نزد غيبت أو وبمعنى پرسيدن أحوال كسى وتجسّس وتفحّص از آن نيز استعمال مىشود ، ومراد اينست كه كسى كه پيش از گفتن سخنى تأمّل كند در آن وتفحّص كند در مصالح ومفاسد وعيب وهنر آن كم مىشود غلط أو .
7967
من أحسن إلى جيرانه كثر خدمه .
هر كه احسان كند بسوى همسايگان خود بسيار شود خادمان أو ، زيرا كه مردم بسيار روند بهمسايگى أو وخدمت أو كنند .
7968
من كثر شكره تضاعفت نعمه .
هر كه بسيار باشد شكر أو دو چندان گردد نعمتهاى أو .
7969
من كثر لهوه استحمق .
هر كه بسيار باشد بازى أو أحمق وكم عقل شمرده شود .
7970
من اقتحم اللّجج غرق .
هر كه بيندازد خود را در لجهها غرق شود ، مراد ترغيب در نگاهداشتن خودست از مهالك ونينداختن در آنها واين كه كسى كه بىپروا خود را در آنها بيندازد نمىشود كه آخر هلاك نشود چنانكه كسى كه خود را در لجّهها ، يعنى آبهاى عظيم يا گردابهاى آنها اندازد غرق مىشود .
7971
من كثر صحكه استرذل .
هر كه بسيار باشد خندهء أو دنى وپست شمرده شود ، يعنى مردم توقير وتعظيم أو نكنند .
7972
من كثر هزله استجهل .
هر كه بسيار باشد هزل أو نادان شمرده شود ، « هزل » بفتح هاء وسكون زاء با نقطه نقيض « جدّ » است ، يعنى اين كه كارى را ببازى بكند واز روى جدّ نكند .